شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
سمعی و بصری خانه فرهنگ ا.ج.ایران راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

 

برگرفته از اعتقادات مردمي پاكستان

حضرت شاه عبداللطيف (بري امام)

 

 

بري امام يكي از چندين  افرادي است كه در سطح پاكستان  از شهرت بسزايي  برخوردار است و هر ساله تاريخ سالگرد در گذشت وي را صدها هزار نفر  از مريدان و معتقدانش گرامي مي دارند. يكي از  خصوصيت هاي بري امام اين است كه اهل تشيع و اهل تسنن  بريلوي  به وي اعتقاد  دارند  و طبق نوشته  هاي موجود  در كتب تاريخ كراماتي  را به وي  نسبت مي دهند.

اهل تشيع  نامبرده  را از خود دانسته  و وي را به امام موسي كاظم (ع)  منسوب  مي دانند.  همزمان  با سالگرد  در گذشت  بري امام( عرس)  مراسمي در گراميداشت سالگرد او به  مدت يك هفته در كنار آرامگاه  وي در چهار  كيلومتري  كاخ رياست  جمهوري  در محلي  بنام بري امام در كنار اسلام آباد  برگزار مي گردد و بدين  منظور ده ها هزار نفر در هر  روز در محل حاضر شده و نسبت به او اداي احترام  مي كنند در بين آنان بسياري  از  افراد و خانواده هايي مشاهده  مي شوند  كه از نقاط مختلف  پاكستان  همچون  استان سند ، پنجاب ،  و استان شمالي با فقر و تنگدستي  هاي كه دارند براي زيارت در محل حاضر شده و به مدت سه روز تا يك هفته در آن جا اقامت مي نمايند.

            بري امام ( شاه عبداللطيف )  در سال 1026 هجري  قمري مطابق با 1671 ميلادي  در بخش چولي كسرال ( چكوال)  متولد شده است و نام پدرش  سيد محمود رضا  و نام مادر وي بي بي غلام فاطمه  بوده است.

             بري امام بزرگترين  فرزند پسر خانواده بوده است و سلسله  نسبي  ايشان  به حضرت  امام موسي كاظم (ع) متصل است كه توسط امام زين العابدين (ع) و حضرت امام حسين (ع)  به حضرت علي (ع)  هم مي رسد. خانه اي كه بري امام در آن قدم به اين جهان نموده است هنوز در وضع مناسبي در چولي كسرال قرار دارد و مشهور به حجره بري امام معروف  است. بري امام آموزش و تحصيلات مقدماتي  خود را نزد پدرش  سيد محمود  كه فارغ  التحصيل  نجف  اشرف بوده است كسب  كرده است. شخص بري امام به شهرهاي  مكه معظمه، مدينه منوره، عتبات عاليات نجف اشرف، كربلاي معلي،  مشهد مقدس و مرقد  امام سيد محمد در سامرا مشرف گرديده و در خلال اين سفرها از علما و اساتيد  كسب فيض نموده است و بعد از اين سفر روحاني و در از مدت ايران و عراق او وارد چولي كسرال  شد و خيلي سريع درخشيد و بعد از مدتي به طرف محلي كه در حال حاضر اسلام آباد مي باشد كوچ كرد و در باغ كلان ( بازار آبپاره كنوني)  اقامت گزيد در بدو ورود اهالي اين محل از او استقبال گرم و پرشوري بعمل آوردند و قطعه زميني را بطور نذر به او اهداء كردند و در مدت اقامت كرامات زيادي از او به ثبت رسيده است سپس  با اجازه پدر و  مادرش به منطقه كوهستاني در شمال  باغ كلان براي تبليغ عزيمت نمود.  از لحاظ  اعتقادي ايشان قادري بوده اند و سلسله مذهبي آنان به پير پيران  شيخ عبدالقادر  جيلاني  مي رسد .  ايشان فيض معنوي را در خدمت حضرت شاه امير بالا پير حجره شاه،  ساكن ساهيوال و حضرت جمال ا... حيات المير زنده پير آموخته است كه بعد از آن به طرف سلسله قادري  گرايش  پيدا  كرده است.

            براساس  گفته هاي  بزرگان  اگر  سالك به پانزده  اصل كه خواجه ها براي طرز رفتار خود مقرر نموده اند عمل نمايد او مي تواند داراي كمالات و كرامات باشد . روزي از خواجه قطب  الدين چشتي مردم :  پرسيدند كه از كجا بفهميم انساني به چنين درجه اي نائل شده است او در جواب گفت اگر شخص به مرده اشاره كرد و آن مرده به حكم خداوند زنده شد او به اين درجه كمال رسيده  است.

            به نظر  مي رسد بر اساس اين اعتقاد بري امام پانزده اصل رفتاري را به خوبي كامل كرده است و پس از چله اي كه در نيلان  ندي ( نام محلي)  كشيد و پيرو مرشد او را از آن محل بيرون آورد به او لقب بري داد . گويا  اين لقب گواه اين امر بوده كه او پانزده اصل رفتار را كامل انجام داده بود. در همان زمان واقعه اي رخ مي دهد  كه مي تواند  شهادتي برگذراندن پانزده مرحله روحاني بري امام بوده باشد  اين واقعه از اين قرار  است  كه بري امام پس  از خروج از نيلان ندي،  آنقدر  ضعيف  و نحيف  شده بود كه غذا  فقط  مي بايست شير بخورد . يكي از مريدان او به نام بهتو گوجر  هر صبح  و شب از گاوميش  خود شير گرفته  و به او مي داد كه پس از مدتي گاوميش  مي ميرد .  اما آن مريد  نا اميد  نشده و به كار خود ادامه  مي دهد و از گاوميش  هاي ديگرش  براي او شير مي  آورد  تا اينكه  همه گاوميش  هاي او مي ميرند و مريد بسيار پريشان مي شود و به منزل  دوست  و آشناي  خود مي رود تا از آنها براي حضرت بري امام شير بگيرد  اما آنها  به او نمي دهند و مي گويند  حالا پس  از مرگ  همه گاوميش هايت  مي خواهي گاوميش  هاي ما را هم بكشي. او با همان حال پريشان و نگران به خدمت بري امام حاضر مي شود و بعد از بيان  كليه ماجرا ،  بري امام به او مي گويد، فقط براي اين مسئله اينقدر  نگران   شده اي،  بلند شو و برو به كناره نيلان و گاوميش  هاي خود را يكي ،  يكي از آب بگير و بياور، ولي به خاطر بسپار كه هيچگاه  به پست  سر خود نگاه نكني پس از ورود به محل همه گاوميش هاي خود را زنده مي يابد و يكي، يكي  از آب بيرون  مي آورد . فقط  در  زماني كه آخرين گاوميش از آب خارج مي شد به پست سرش نگاهي مي اندازد ،كه در آن هنگام گاوميش به سنگ تبديل مي گردد . بعد از اين واقعه بود كه بهتو گوجر، تمام عمر خود را در خدمت حضرت بري امام مي گذارند .  در تاريخ  زندگي حضرت بري امام آمده است  كه از كرامات  او هزاران  نفر متاثر شده و به اسلام روي آورده اند و داستان  اين واقعه  نيز از اين قرار است كه روزي گروه  زيادي از هندوها  براي زيارت رود گنگا  از  جنگلي  كه بري امام در زير يك درخت در حال عبادت  بود مي گذشتند .  بري امام از آنها  سوال كرد شما با اين همه وسايل  و اثاثيه  كجا  مي رويد ،  جواب دادند براي حمام در رودخانه  گنگا مي رويم  تا گناهانمان بخشوده شود .  بري امام در پاسخ  گفت اما آب رود خانه گنگا نمي تواند  پاك  كننده  گناهان  انسان باشد  و بايد  با عبادت به درگاه  خداي يكتا  و عمل صالح،  گناهان  خود را از بدنمان دور كنيم .  رئيس  گروه كه عالم دين بود به بري امام گفت اگر گفتار  شما درست بود و با اين همه عبادتي  كه شما انجام  مي دهيد  بايد حد اقل  درختي  را كه شما در زير آن نشسته  ايد و به نيايش  مشغوليد اينقدر  خشك و پژمرده نباشد و حد اقل شما را از نور آفتاب  حفظ نمايد . بري امام لبخندي مي زند و مي گويد  سرسبزي  و شادابي  درخت چيزي  نيست ، خداوند  ما قادر  مطلق است "علي  كل شي قدير"  و ما به او اعتقاد  داريم  و در همين زمان  بود كه بري امام نگاهي  به درخت  مي اندازد  و چيزي  مي خواند  و دستهايش  را براي دعا بلند  مي كند و در  چند  لحظه  درختي  كه از  ديرباز خشك و پژمرده  بوده است ،  سرسبز  و شاداب  مي گردد  و اين كرامت او باعث  مي شود  كل گروه  به اسلام روي  آورند.

يكي  ديگر از كراماتي  كه از وي بيان مي كنند ،  در خصوص يكي از شاهزاده  هاي مغول  است كه  شاهزاده  مغول  در جستجوي  سنگهاي  قيمتي  به منطقه  هزاره  رفته است  و  بعد  از كوشش و تلاش فراوان گوهر دلخواهش را نمي يابد و با نگراني  و ناراحتي  فراوان  باز مي گردد كه در راه نگاهش به درويشي  مي افتد كه به تبليغ  دين مشغول است .  وقتي  كه شاهزاده  براي طلب دعا به طرفش  مي رود او مي گويد امرا در خطه  فقرا   چكار  دارند؟  برو دنبال كارهايت .  شاهزاده  با سماجت  دليل نگراني خود را بيان مي كند و  حضرت  بري امام  در جواب به او مي گويد  حال دوباره  به كوههاي  هزاره برو و در فلان  محل  گوهر خود را  خواهي يافت . شاهزاده  پس از بازگشت  به محل زمرد  دلخواه  خود را مي يابد و با خوشحالي  در مسير  برگشت  طشتي  از زمرد  را به حضرت بري  امام هديه  مي نمايد كه او نمي پذيرد  و مي گويد  اين طشت  در برابر فقرا  همچون  سنگريزه  اي بيش نيست و طشت  زمرد  را در جوي آبي مي ريزد . شاهزاده  از اين عمل بري امام بسيار  متاثر  مي شود  و بقيه  زندگي  خود را دركنار  بري امام در غربت  مي گذارند. در  اين  دوران  شاه جهان ،  شاهزاده  اورنگزيب  را مامور كرد تا تحقيق  كند كه اين درويش  كيست كه مشغول  فعاليتهايي  بر عليه  آنان است . وقتي  شاهزاده  به آنجا رسيد فقر و  سادگي  و استقناي  او را ديد و از شخصيت  او خيلي  متاثر شد و بري امام  پيش  بيني  كرد كه شاهزاده  فرمانرواي  سلطنت  مغول خواهد شد  با اينكه اورنگ زيب  مرد دينداري بود در دوران  مغول  حاكم نشد  و حضرت نظام الدين اوليا  محبوب الهي  بر بناي اين پيشگويي  بيان داشته است  كه اورنگ زيب  پادشاه  كل شبه قاره شده است و نگاه مرد قلندر  آدم دنيا پرست  را تبديل  به خدا پرست  و زاهد كرد و براي تقويت  دين اسلام او را شاهنشاه دنيا قرار داد، چون  فرد  مذكور  دل بندي  به اين دنيا را به دليل  دينداريش  داشت .  در حاليكه  در ابتدا  به خاطر جاه و جلال  دنيا بود.  حضرت بري امام  شاه لطيف  قادري  تقريباً چهار  صد سال  قبل  درباره  محلي  كه در آن اقامت  داشت  پيشگويي  كرد و در آن زمان كسي فكر نمي كرد كه اين منطقه  اي كه شامل جنگل  انبوهي  است يك روز تبديل  به يك همچون  شهر زيبايي  خواهد شد.

حضرت  پير  مهر علي  شاه گولري  هم در كتابي  به نام " مهر منير "  درباره  اين مطلب  پيشگويي  كرده و مي نويسد:  اين زمين خيلي  با بركت  است و بزودي  رنگ خواهد  گرفت بر اساس  اين دو پيشگويي دو  پير  بزرگ ،  امروز  دنيا شاهد  است كه  اسلام آباد  بعنوان  پايتخت  در نقشه  پاكستان مي درخشد.

كشف  پيشگويي  حضرت بري  امام از طرف اديب  مشهور قدرت ا... شهاب نيز  تاميد شده  است . او  در دوران اقامت  خود در لندن كتابي  را در دفتر كتابخانه  هند پيدا  كرد كه پيش  گويي هاي حضرت بري امام در آن نوشته  شده است و در سال هاي اخير نيز شخص  ديگري كه چند  سال در انگلستان  مقيم  بوده است تصديق  مي نمايد  كه نسخه خطي  حضرت بري امام شاه لطيف  در موزه  انگلستان  موجود است و پيشگويي  هاي او در آن ذكر شده است.

در آخرين  شب مراسم  سالگرد  بري امام  چراغ  روشن  و بزرگي  را در وسط  تشتي  از خمير  قرار داده  و در حجره  اي كه نزديك  مرقد  بري امام  است قرار  مي دهند و در آن  را مي بندند  و در صبح  روز بعد كه آخرين  روز مراسم  مي باشد  در را باز  مي كند و هميشه  نقش  دست حنا شده  اي بر روي  ديوار  پيدا است  و هزاران مريد بري امام  تشت  را به همراه  چراغ  روشن از حجره  تا مرقد  او را كه بيش  از نيم كيلومتر  راه نيست را به  مدت يك روز كامل  طي مي كند و بر سر  مرقد  او مي گدارند  و چراغ  روشن  تا جشن  سال آينده  روشن  نگه داشته  مي شود.

بري  امام چهار  خليفه  داشت  به نامهاي:

1-     درنگ شاه

2-     شاه حسين

3-     ميها شاه

4-     عنايت شاه.

خانه فرهنگ جمهوري اسلامي ايران راولپندي

 

 

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

نشان اقبال و سعدی

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2241
بازدید امروز : 30
بازدید این صفحه : 439865
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 1.5000

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت