سه شنبه ٠٣ مرداد ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
کتاب خانه خانه فرهنگ ا.ج.ا. راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

برگرفته: از فصلنامه سروش متعلق به وزارت اطلاعات و انتشارات پاكستان

 

محمد علي جناح (قائد اعظم)

ورود اولين مسلمانان به شبه قاره پاكستان و هند در اوايل قرن هشتم ميلادي از راه دريا بوده است. اگرچه آنان  سلطنت وسيعي را بنا نهادند ولي از آنجائيكه پايتخت حكومت آنان، در آن روزها دمشق بود و بعدها به بغداد منتقل گشت دولت آنان نتوانست استحكام  لازم را پيدا كند  و بعد از مدت كوتاهي به پايان  رسيد.

            دومين ورود مسلمانان  به شبه قاره  در اوايل قرن يازدهم ميلادي  از راه خشكي  بود . در آن زمان غزنويان در اوج قدرت خود بودند و در نتيجه حملات سلطان  محمود  غزنوي  استان سابق  پنجاب  به سلطنت  غزنين ملحق  گرديد و بعد از انقراض  غزنويان  در اواخر  قرن دوازدهم  ميلادي، غوريان جانشين  غزنويان گرديدند و لشكر خود را افزايش دادند و در جنگهايي  كه  صورت دادند بيشتر نواحي شبه قاره  را در اوائل  قرن  سيزدهم  به تصرف   خود  در آوردند و يك دولت مستقل مسلمان را در شبه قاره تشكيل دادند كه تا هفتصد  و پنجاه  سال دوام داشت، ولي  در نتيجه نفوذ بيگانگان  در سياست  كه بعنوان  تجار وارد شبه قاره  گرديده بودند  در اواسط  قرن  نوزدهم  ميلادي  منقرض  گرديدند و مسلمانان  شبه قاره  زير سلطه بيگانگان قرار گرفتند. دوران فشار و زور بر مسلمانان  نزديك به  نود سال به طول كشيد و آنان  در اين دوره طولاني  از دست حكمرانان  بيگانه و همچنين دسيسه هاي افراد ملل  ديگر، هدف  ظلم هاي فراواني قرار گرفتند و قدرت آنها به آخرين حد ضعف رسيد. به عقيده  علامه اقبال آنها اهميت "خودي" خود را فراموش  نموده مزايا و محاسن زندگي خود را از دست دادند و جايگاه آنها در انظار ملل متمدن دنيا به درجه صفر رسيد.

باوجود اينكه مسلمانان شبه قاره  از هر نظر قدرت را از دست داده بودند بازهم عده اي از مردم بودند كه درباره  وضع  ناگوار مسلمانان ناراحت و نگران باشند و در تفكر راه چاره اي براي نجات مسلمانان از دست حكمرانان بيگانه  بودند و به همين  دليل هميشه  در محافل خود آينده درخشاني را  پيش بيني مي نمودند و اميد داشتند كه روزي دوباره دولتي را بدست مي آورند كه به  علل  متفاوت  و بي تدبيري از دست رفته بود.

در همين  راستا احزاب سياسي متعددي در شبه قاره بوجود آمد و مردم مختلفي را  در يك محل جمع  نمودند و  براي رهايي از  بردگي  بيگانگان  به مشورت  و نظريه پردازي پرداختند.

            در همان  ايام بود كه  محمد علي جناح (قائداعظم) در شهر كراچي پا به عرصه وجود نهاد  و مراحل  اوليه زندگي خود را در جهت كسب  تحصيلات ابتدائي  طي نمود و  براي فراگيري تحصيلات  عاليه به انگلستان  رهسپار شد  و مشغول  به تحصيل  در رشته حقوق گرديد.

            هيچكس در آن زمان حتي تصور آن را نمي كرد، طفلي  كه در يك خانواده تاجر متولد  گرديده  است روزي  در صحنه سياست  وارد شود و براي خدمت به هم ميهنان و همكيشان خود تا  آخرين  لحظه  زندگي خود مجاهدت و مبارزه كند؟  و چه كسي مي توانست  بگويد  كه طفلي  كه در كوچه ها و پس كوچه هاي  يكي از نواحي قديم كراچي بازي ميكرد روزي در همين شهر به بزرگترين  رتبه  سياسي نايل گردد و زمام امور ميليونها مردم را بدست خويش  بگيرد و چه كسي مي توانست حدس بزند كه او آخرين   لحظه هاي زندگي با شكوه خود را در همين شهر  بگذراند و ميليونها انسان در شبه قاره در داغ فراق او اشكها ريزند.

آري! او در زندگي روزمره خود به نام محمد علي جناح  و بعداً به لقب قائد اعظم  معروف گرديد و در حيات  خود بزرگترين  خدمت  را  به ملت  مسلمان  شبه قاره  نمود و بزرگترين  افتخارات  را نيز نصيب خود كرد. 

"قائد اعظم" شخصيتي بود كه با مجاهدتهاي  فوق  العاده  خود ملت  ستم ديده  را  از پستي، خواري و ذلت رها ساخت، او فرزند  نجيب اين سرزمين  بود با تلاش هاي شبانه روزي، كشور پاكستان را تشكيل داد و بار ديگر شكوه از دست رفته مسلمانان را به آنان  بازگرداند و او همان  نابغه  عصر بود  كه در نتيجه  نبوغ  خود صفوف  مخالفين  سرسخت خود را در جنگ هاي  سياسي درهم شكست  و به يك ملت  مظلوم آبروي ديگر بخشيد.

محمد علي جناح "قائد اعظم"  در هر لحظه زندگي خود صرفاً به دردهاي ملت خود مي انديشيد.

  قائد اعظم  در دوران تحصيل در  انگلستان تمام دقت خود را مصروف به  مطالعه  شرح احوال مردان بزرگ دنيا كرد و به دقت  به علل و عواملي كه آنان را به شهرت دائمي رسانده  بود توجه كرد و شايد از اين دروس مي خواست  درسي را براي آينده خود برگيرد.

او در همان زمان به عوامل بزرگي پي،و تصميم  قطعي گرفت كه راه مرداني را  پي گيرد  كه به مراتب بالا و سكوي شهرت رسيده بودند، به همين دليل با عزم راسخ دوران تحصيل خود را به مدت چهار سال در  انگلستان سپري كرد و  در سال 1896 ميلادي  به ميهن خويش  بازگشت و به شهر بمبئي  رفت و كار وكالت در داد گستري  را بعنوان شغل رسمي اختيار نمود و مدتي نگذشت كه در نتيجه  فعاليت  فوق العاده  اي كه در كار خود نشان داد به  عنوان وكيل درجه يك معرفي گرديد و به همين دليل پست قاضي را كه از مهمترين پست هاي دولتي بوده است به او پيشنهاد گرديد، "قائد اعظم"  هدف از فعاليتهاي  خود را صرفاً در بدست  آوردن  مهارت  در كار وكالت نمي دانست بلكه او اين شغل را وسيله اي براي حضور خود در احزاب سياسي قرار داد و در سال 1911 ميلادي  بدون رقيب به عضويت  مجلس قانون  گذاري  شاهنشاهي  شبه قاره انتخاب گرديد و در دوره عضويت  خود در نتيجه  سخنراني هاي ماهرانه اي كه در موضوعات  مختلف در جلسات  مجلس مزبور ايراد نموده بود شهرت  فراواني  را بدست  آورد و استعداد  علمي او  بر همگان روشن گرديد.

            محمد علي جناح تمام همت خود را  در اوايل  زندگي  سياسي اش معطوف استحكام  مباني  اتحاد  بين دو ملت  بزرگ شبه قاره  صرف نمود و لي  تعصب  و فرقه پرستي  هندو ها  تمام ذهنيت او  را در اين مسير از بين برد و عقيده  سياسي  او در اين خصوص تغيير يافت و انجمن  سياسي مسلمانان  شبه قاره  را كه به"مسلم ليگ"  معروف  گرديد را بنا نهاد و خدمت  به  مردم مسلمان را جهت تحقق حق آنان در اولويت هدف او قرار گرفت تا جايي كه شب و روز در تحكيم  مباني حزب  مسلم ليگ  سرگرم  بود و در  سال 1935ء ميلادي  رهبري  سياسي ملت مسلمان  را بدست گرفت و درازاي  خدمات  بي شائبه اي  كه نمود  ملت لقب " قائد اعظم"  را به او دادند.

نظريه " دوملت"  و بوجود  آوردن  سرزمين  جداگانه  اي براي مسلمانان  شبه قاره  توسط علامه اقبال در سال1930ء ميلادي   عنوان شده بود و ده سال بعد از آن  ملت مسلمان  يكپارچه براي تشكيل "پاكستان"  متحد شدند تا بتوانند  در سرزمين  خودشان حافظ  دين مبين و فرهنگ  درخشان  خود باشند  و محمد علي جناح "قائد اعظم"  تنها مردي بود كه با وجود  مخالفت  شديد احزاب  سياسي  ديگر و فرمانروايان  بيگانه  در هدف خود موفق  شد و سرزمين  وسيع  شبه قاره به دو قطعه  بزرگ تقسيم گرديد  و دولت  خداداد اسلامي به نام "پاكستان"  بوجود آمد . محمد علي جناح رهبري حكومت اين دولت جديد التاسيس  را بدست  خود گرفت  و با وجود  موانع  و مشكلات  فراوان،  كشتي حيات را از تلاطم  امواج  سهمناك بيرون  آورد  و به ساحل  نجات رسانيد  يك سال  و اندي بعد از تشكيل پاكستان  در شهر كراچي  در سن هفتاد و دو سالگي  در سال 1948ء ميلادي  به رحمت حق  پيوست  و نام نيك  خود را براي هميشه به يادگار  گذاشت.

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق

ثبت  است  بر جريده عالم دوام   ما

*****

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 2986
بازدید امروز : 24
بازدید این صفحه : 418469
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 1.2656

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت