پنج شنبه ٣٠ شهريور ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
سمعی و بصری خانه فرهنگ ا.ج.ایران راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

هنر و صنايع  دستي در پاكستان

 

نویسنده: محمد حسین باقری

موسيقي:

                مسلمانان  با ورود به سرزمين شبه قاره  به همراه خود يك مجموعه ي فرهنگي بسيار پيشرفته و عالي را در زمينه موسيقي و هم در مورد ادوات آلات موسيقي درنت ها و صوات موسيقي به اين سرزمين  وارد ساختند.  عربها خود پيشگامان بزرگي  در باب موسيقي  بودند .  دانشمندان  بزرگ اسلامي چون ابو علي سينا ، فارابي  و الكندي  ميراث غني و  بزرگي  از علم موسيقي را كه آميخته به علم و تكنيك بود به جاي گذاشتند دمشق، بغداد ،  قرطبه  و بعدها  گرانادا بزرگترين  مراكز توسعه  و آموزش  موسيقي در عهد امپراتوري اسلامي به شمار مي رفتند . از  اين مراكز بود كه علوم موسيقيايي عربي بطور  عمده بر موسيقي  اوليه  اروپايي كه تنها داراي آلات موسيقي  سيتا را (كه بعدها به گيتار معروف شد)  و بربط بودند و تنهانت ها و اصواتي را كه از طريق گوش و از عربها شنيده بودند را مي نواختند . عربها  آلات  موسيقي مخصوص به خود را داشتند كه شامل عود، بندري و گيتارا  بود و داراي نت هاي خاص و  نحوه نواختن ويژه بودند . نحوه نواختن عود عربي بعدها بطور بسيار گسترده اي  توسط اروپايي ها اقتباس  گرديد كه به روي آلات  موسيقي  خود اجرا نمودند.

                مسلمانان  اضافات  بسيار مهم  و قابل توجهي  را برنت ها و علم موسيقي  خود افزودند و  اين زماني  بود كه با سنت هاي  موسيقيايي ايراني  و آسياي  ميانه آشنا  شدند و دستگاههاي  مختلف  موسيقي  ايراني وارد  حيطه موسيقي  اسلامي  گرديد.

عده زيادي از موسيقيدانان  مسلمان  به همراه  نام گروهي  از آلات  موسيقي در مقطعي از زمان به اوج  شهرت  رسيدند.  اين آلات  موسيقي  بعدها  از سرزمين  هاي اسلامي  وارد اروپا گرديد و نام جديدي  به خود گرفت  كه از ميان آنها مي توان به رباب(Rebeca) گيشاك (ويولن-Viol)، چنگ  (هارپ-Harp )تنبوره(Pandore) شهرود يا سرود(Archlute)، قانون(Dulcimer) ني (فلوت - Flute)، نقاره(Drum)اشاره كرد. اين  آلات  موسيقي  جديد در شبه قاره  توسط  مسلمانان  به اوج محبوبيت و شهرت رسيد. در  همين راستا،  مسلمانان  تركيبات  و پيوند  غني و  جالبي  را از نت ها و اصوات موسيقي  ايراني ،  عربي و آسياي  ميانه را در شبه قاره بوجود آوردند،  سرزميني  كه در خود يك سيستم باستاني موسيقي  مستقلي  را بر اساس  آلات  زهي ،  بادي چون ،Basri،VinaوPakhawaj دارا  بود. بعدها، يك تركيب جديد  از سيستم  هاي موسيقيايي  اسلامي و بومي توسعه  يافت  و ملودي  ها و نت هاي جديد و بسيار  غني از آن  استنتاج گرديد. بزرگترين مبتكر  و سازنده ي اين  تركيب موسيقي  جديد  امير خسرو بود .  امير خسرو  با درهم آميختن تركيبات موسيقي ايراني - عربي  و  تركيبات موسيقي موجود در شبه قاره  يك فرم جديد  از ملودي  ها و نت ها را بوجود آورد كه درميان آنها به قوالي ، كلبانا Qalbana ، ترانه، موندها  Mundaha  نقش و  نگار، گل و هوا  Hawa را مي  توان اشاره كرد . قوالي ( موسيقي  عبادي -  مذهبي) ،  معروفترين شكل موسيقي مربوط  به شبه قاره مي باشد كه توسط امير خسرو ساخته شد و شاگردان وي با تركيب ملودي  ها  Qawl  و  Qal bana تركيب جديدي از موسيقي را بوجود  آوردند.  لازم به ياد آوري است كه غزل خواني كه روش  خاصي مي باشد در همين زمان مرسوم و توسعه  يافت .  شكل جديد سيتار نيز از ديگر اقدامات امير خسرو مي باشد.

                Pakwaj نيز  تركيبي  از يك جفت طبله  و دهلك  مي باشد . از  ميان كسانيكه در توسعه  اين  موسيقي و تركيب  عناصر  مختلف  نقش مهم  و بسزايي داشتند مي توان به سلطان حسين شرقي از شهر جيپور  و ابراهيم شاه دوم از شهر دكن اشاره نمود. موسيقي  كلاسيك  راگا (Raga) و خيال (Khayal) عميقاً مديون سلطان  حسين شرقي است.

                براساس  مايه هاي اجتماعي - فرهنگي  پاكستان ،  دو شكل موسيقي غزلخواني  و قوالي بيشترين توسعه و پيشرفت  را نموده اند . قوالي  كه  بطور عمده ريشه در مكتب صوفيسم  دارد در مقابر، بارگاهها ، اقامت ههاي  صوفيان، مراكز گرد آمدن روحانيون و در برنامه ها و مراسم مذهبي اجر مي گرديد. نت ها و مشق هاي موسيقيايي قو الي بر اساس عشق  بي پايان  به خدا و رسول او و رهبران  روحاني ،  به طور بسيار  عميق ، اخلاقي،  معنوي، رمز آلودو عارفانه است.

                بهرحال ، موسيقي  كلاسيك  در پاكستان  به علت  عدم حمايت و نظارت دقيق مراكز دولتي  و علمي و حمايت هاي مالي به رشد و پيشرفت عالي نائل نگرديده است و با  از دست رفتن افرادي از نسل قديم موسيقيدانهاي كلاسيك و بنيانگذاران بزرگ هنر،  موسيقي كلاسيك با ركود و عدم پيشرفت  مواجه گرديده است و اين عليرغم اين واقعيت است كه مسلمانان شبه قاره  در توسعه و پيشرفت اين هنر در اين خطه نقش بسزايي داشتند . تركيبات موز يكالي كه موسيقي كلاسيك و روحاني  پاكستاني را تشكيل مي دهد توسط صوفيان بزرگي  چون شاه حسين ،  بوله شاه ،  شاه عبدل  لطيف بهتائي ، سچل سرمست و  خواجه غلام فريد توسعه يافت ،  سرنگي ،  سيتار ،  تنبوره ،  طبله ،  دهلك  و بنسري  Bansri از مشهور ترين و همه گيرترين آلات موسيقي  در پاكستان  مي باشند كه  در نواختن موسيقي  كلاسيك بطور  گسترده اي مورد استفاده قرار  مي گيرند.

قرائت  و حمد  و نعت:

                هر چند  اين دو آوازهاي ريتميك و نت دار سنتي در طبقه  بندي موسيقيايي محسوب  نگرديده اند ،  با اين حال  حمد و نعت  و قرائت  به عنوان  جزوي از اعمال  روزانه  مردم پاكستان مورد استفاده  قرار مي گيرد . قرائت ،  هنر خواندن قرآن  با صدايي  ريتميك و نت دار مي باشد. در  پاكستان  آغاز  هر جلسه ، قرائت  قرآن مي باشد. حمد و نعت نيز تكريم  و ابراز  احترام و عشق به پيامبر  بزرگ اسلام  با آوازي ريتميك  و موسيقي  دار مي باشد . نعت خواني  و حمد خواني  به عنوان دو شاخه اصلي  مهم تركيبات شعري  ترويج يافته كه در  حيات فرهنگي پاكستان  به شكل معنوي و اكادميك  حضور موثر  داشته است  هر چند  كه در اين دو آواز خواني مذهبي  و روحاني،  ابزار آلات موسيقي بكار نمي رود،  اما به علت نواي  موسيقيايي كه دارد از هنر هاي موزيكال به شمار مي رود.

نقاشي (تصوير  گري):

                نقاشي  يكي از هنر هاي  بسيار همه گير و  محبوب مي باشد كه در پاكستان همچون  ديگر شعبه هاي  هنري گسترش  يافته  اما با اين تفاوت  كه اين هنر از آندسته هنر هايي است كه به شكل بسيار گسترده اي با تكنيك هاي تصوير گري  اسلامي  ممزوج گشته است. و در اسلام به عنوان  يك مذهب كاملاً توحيدي  آغاز گرديد و جوامع  اسلامي  توجه بسياري  را به سوي توسعه و ارائه همه زمينه هاي هنري از خود نشان دادند كه پيكر  تراشي  را بايد از آن استثناء  كرد  بنا بر اين وجوهي از هنر كه با اعتقادات مذهبي اسلام منافاتي نداشت در جوامع  اسلامي گسترش يافت. با اين حال، غريزه و حس مدل سازي  و پيكر تراشي  مجرا و مسير خود را در ديگر  هنر هاي  خلاق درميان مسلمانان  پيدا  كرد . بنا بر اين ،  مسلمانان  هنر هايي  چون  خطاطي (خوشنويسي)  نقاشي  تزئيني و طغرا (Monograms) نقاشي  هاي  تزئيني و گلدار،  حكاكي بر روي چوب  و فلز،  تذهيب  و صحافي  كتاب  را به عنوان  هنر هاي متمايز و ويژه خلق نمودند ،  بطوريكه اين هنر هاي  ظريف و ممتاز به عنوان هنرهاي اسلامي معرفي و مطرح گرديدند.  بعدها،  زمانيكه  افكار توحيدي به شكل وسيعي گسترش  يافت و خطر بازگشت به بت پرستي  از بين رفت ،  هنر مندان  مسلمان مدلهاي  مختلف نقاشي را به كار  گرفتند.

                با شروع  قرن سيزدهم ،  در بغداد  نقاشي  تحول  و پيشرفت زيادي نمود اما اين هنر تنها در  تذهيب كتب و حاشيه كتابها بكار گرفته شد. بعد از تخريب  بغداد توسط مغولها،  اين هنر ها در بخش  شمالي ايران پيشرفت  زيادي نمود،  جائيكه  موضوعات  زنده و طبيعي  چون پرنده  در حال  پرواز درميان ابرها، نوع جديدي  از نقاشي  مناظر  طبيعي  را معرفي  نمود.  با نفوذ  روش نقاشي  چيني  در ايران ،  خطاطي  و هنر هاي  تزئيني  نيز شكل جديدي  به خود گرفت . تصوير  جديدي از نقاشي  بعد از غلبه  تيموريان بر  ايران در اوايل  قرن پانزدهم شكل گرفت.  "بهزاد"  نقاش  معروف اين عهد پايه  گذار اين  سبك جديد بود. وي  در زمينه نقاشي مينياتور  زيباترين و متعالي  ترين آثار  را خلق  نمود . با سرپرستي  و حمايت  صفويان  در ايران،  تصوير گري  شكار در  خاندان سلطنتي ،  جنگ ها،  دادگاههاي  سلطنتي ،  عشق و دلدادگي  و نقاشي  شاهزادگان در رنگهاي  مجلل  و عالي  خلق شد و به عنوان  سبك صفوي  مشهور  و معروف  گرديد. نقاشي  در شبه قاره  تحت سلطنت  سلاطين  دهلي  بطور  عمده  تحت تاثير  نقاشي  سبك بغداد  در قرن سيزدهم  قرار داشت  تا آنكه  مغولها به شبه قاره  وارد گرديدند. با ورود آنها سنت هاي تصوير گري تيموري ، چيني  و صفوي  رونق گرفت،  كه در مجموع  به سبك مغول معروف  و شناخته  گرديد. سبك  هاي نقاشي  در پاكستان  شامل ميراث  بزرگي  از سبك مغولي  مي باشد .  عبدالرحمن  چعتايي  ( 1975-1897م) پيشگام  در معرفي  سبك قديم  نقاشي  مغول بود . درهم آميزي موضوعات  با رنگ  هاي هم شكل ،  تركيب  و  شيوه اي  جديد و زيبا  را بوجود آورد . يكي  ديگر از پيروان سبك هاي  قديمي ،  استاد ا... بخش مي باشد كه  روش ويژه  خود رادر نقاشي  صورت با توجه  به  سنت هاي پنجابي  خلق نمود.

                در كنار  نقاشي  هاي سبك قديم،  نسل  جديدي  از نقاشان  تحت تاثير  هنر نقاشي  غرب،  آثاري  را خلق كردند كه تعدادي از آنها آثاري را در سبك آبستره خلق كردند . كساني  چون شاكر علي و زبيده  آغا،  آثاري را در كوبيسم ،  آبستره و سوره  آليسم ارائه  نمودند . بعد از آنها  اين روش توسط احمد پرويز ،  شمزا،  معين نجمي ،  علي امام و  ديگران  ادامه  يافت . نقاشي  چون صادقين  سبك مخصوص  به خود  را ارائه  نمود كه سبكي متفاوت  به شمار مي رود . نسل  جديد نقاشان  تحت تاثير  روند غربي  تصويرگري ،  تجربه جديدي را در سبك و تكنيك براي معرفي فرهنگ و سنت هاي بومي خود به دست آوردند  . آيات  قرآني  توسط چنين  هنر منداني  به شيوه اي  جديد خطاطي  شد و اكثر  تصوير نگاران  تحت تاثير  همين روند،  به نقاشي  آيات قرآني اقدام  نمودند.  در حقيقت  نقاشي در پاكستان عميقاً تحت نفوذ  روند  مدرن گرايي  غربي قرار گرفته است كه مي  توان از روش هايي چون امپرسونيسم،  آبسره،  سوره آليسم ، رومنيسم،  رئاليسم و پاپ  هنر نام كرد . اما به نظر مي رسد گروه كثيري از هنرمندان با پيشرفت  احساس بازگشت  به سبك نياكان نگاهي  به ريشه هاي فرهنگي  كه طرحهاي  زيبا و اصيل باستاني و قديمي  را ترسيم مي نمود داشته اند نقاشي  پاكستان  جريانات و تجربيات سرد و گرم زيادي را پشت  سرگذاشته است . نسل  جوان هنر مندان  تجربيات افتخار  آفريني  را در  سبك و تكنيك بدست آورده اند  كه همخواني  بسياري با مدلهاي  سنتي دارد اكنون نقاشان  پاكستاني به سبكي دست يافته  اند كه به سبك نقاشي  پاكستاني  معروف و شناخته  گرديده است.

خطاطي:

                اساساً خطاطي  يك هنر اسلامي است كه  به صورت خالص و كامل براي ثبت و رونويسي آيات  و كلام خداوندي  رشد و توسعه  يافت .  كلام الهي در قرآن مقدس  زمينه اي بود براي پيشرفت و رونق هنر خطاطي  كه با توسعه اين هنر ،  ديدن كلام خدا، موجب حظ بصري، و آرامش  قلبي و معطر  شدن روح مي گردد.

                بنا بر اين،  هنر نگارش  در خدمت زيبا سازي  قرآن كريم در آمد كه در زمينه فرم و روح اين هنر به كار  گرفته شد . خطاطي  هاي قرآن كريم  در مرحله اوليه  به  خط كوفي انجام مي پذيرفت .  فرمهاي  مثلثي وافقي موجب ايجاد  طرحهاي هندسي  گرديد. معروفترين  روش هاي خطاطي  در عهد عباسيان  در بغداد  توسعه  يافت كه يكي از معروفترين  خطاطان  ابن مغول  بود كه شش نوع  روش خطاطي  را به نامهاي  نسخ ، محقق ،  رقعه،  توقيع ،  ثلث  و ريحان را  بوجود آورد و روش  آموزش  خطاطي مدوني  را  ايجاد كرد تحول بنيادين  در خطاطي در طول  قرن هاي چهار دهم و پانزدهم با تداخل  در طول قرن هاي  چهار دهم  و پانزدهم  و با تداخل روشهاي  ايراني و عربي  بوجود آمد تلفيق خطوط نسخ و تعليق  خطي  بسيار موزون  و زيبا  را به نام نستعليق  بوجود آورد . معرف  و بنيانگذار  نستعليق  خواجه مير  علي تبريزي  در عهد تيموريان بود . بعد ها ، اين خط  توسط سلطان  علي مشهدي و مير علي هروي  توسعه يافت در شبه قاره نيز هنر خطاطي مراحل مختلف فوق را پشت  سر گذاشت  و رشد  و توسعه  يافت . روش كوفي و به دنبال آن نسخ و ثلث  در قرن  شانزدهم  به اوج خود رسيد تا اينكه خط تازه رونق  يافته نستعليق توسط مغولان  در شبه قاره رشد و توسعه  و ترويج  داده شد،  و خطاطان  بسياري تشويق  گرديدند  تا خطاطي  به عنوان  اصلي ترين هنر درباري  معرفي  گرديد. تحت  حمايت و تشويق  اين سلاطين ،  تعداد كثيري از خطاطان  بزرگ  از آسياي  ميانه  و ايران به سوي سرزمين  هند روانه  شدند . بابر خود خطي را به نام "خط بابري" ابداع  نمود . اكبر  شاه ،  بخشي را در دربار بنام آئينه  تصوير تعيين  نمود  و ديگر  سلاطين  مغول  به اين هنر پر و بال بيشتري دادند . لاهور  مركزي بود كه پناهگاه خطاطان  اسلامي در سراسر  شبه قاره  بود . خطاطان  بزرگي چون  امام وردي ،  صوفي عبدالمجيد  پروين  رقم و  تاج الدين  زرين رقم در لاهور  طرز نگارشي  را ابداع  كردند كه به "طرز لاهوري"  معروف  گرديد. خطاطي قرآن در  اين روزها در پاكستان  بيشتر به خط نسخ  و ثلث  انجام  مي گيرد  اما با اين حال نستعليق  در خطاطي هاي تزئيني  بيشترين جا را بخود  اختصاص  مي دهد . حافظ  محمد  يوسف  سديدي  ، انورحسين  نفيس  الرقم ،  حافظ محمداعظم ،  غوث  محمد خوش  رقم و تعدادي  ديگر در رشته  نسخ  استادان بي بديلي  بشمار مي روند. به همان  ميزان  حافظ يوسف ،  انور حسين ،  حاجي دين محمد،  عبدالوحيد  نادر القلم  در طغرانويسي  و نستعليق به درجه  استادي  رسيده اند.

                سبك  خطاطي نقاشي يكي ديگر از معروفترين  كارهاي هنري خطاطان  پاكستاني است  كه اساس آن بر كار بردي نمودن آيات  قرآني و احاديث  نبوي استوار  گرديده  است رهبري  اين سبك هنري متعلق  به صادقين مي باشد كه شيوه كاري او بسيار  معروف و همه گير  مي باشد.  اسلم كمال از پيروان  سبك وي است كه به خوبي  نيز از عهده  اين مهم برآمده  است. هنر خطاطي  در پاكستان نشان  داده است  كه داراي  يك پتانسيل ذاتي  تجلي  روح فرهنگي،  اسلامي  با عصر  مدرن  و جديد  مي باشد.

صنايع دستي  و هنر هاي  بومي:

                مناسب  است گفته  شود كه اين هنر در تاريخ  اوليه  پاكستان  با كار سراميك ،  فلزكاري ، نساجي  و  بافندگي  شكل گرفته است. آداب  و رسوم  و تكنيك  هاي  هنري  صنايع دستي در اين سرزمين توسط مردان  عهدهاي  تمدن  موهانجودارو، هاراپا (Harapa) و گندهارا(Gandhara)  به ثمر رسيد و بعدها  توسط  مغولان  و هنرمندان  آن دوره به اوج زيبايي  و استادي  رسيد كه تا به امروز  ادامه دارد . اين صنايع يقيناً  معرف هويت فرهنگي  مردم به شمار  مي روند و احتمالاً بيش از معماري ، نقاشي و يا ديگر  شعبه هاي  هنري اين مهم را به عهده داشته  و دارند. موافقت و هماهنگي  با شرايط  محيطي و اقليمي در اين هنرهاي بومي و تزئيني ، موجب گرديده  تا عواملي چون جغرافيا،  آب و هوا و رسومات در شكل گيري نوع اين صنعت نقش داشته باشند .  بنابراين  هر منطقه در پاكستان، نوع جديدي  از اين هنر و صنعت را معرفي نموده است. دره سند  داراي  قديمي ترين سنت  ريسندگي ، طراحي ،  سراميك  سازي  و سفال  سازي است.  منطقه ي  بلوچستان  مركز بهترين  كارهاي  قلابدوزي ،  سوزن  كاري،  قالي  بافي ،  چرم سازي و سلاحهاي  تزئيني است،  ناحيه سرحد  شمال غربي معرف برجسته  ترين كارهاي  سراميك  و فلزكاري ،  سوزن كاري  در ابريشم و پشم  و قلمكاري  بر روي فلز و  چوب ،  خاتم كاري  و پشم  بافي  مي باشد.

                درميان  اين صنايع  هنري ،  ريسندگي شايد  قديمي ترين  ميراث هنري  پاكستان به شمار  مي رود.  گليم  و فرش هاي  دستباف  از عهد  باستان  به كشور هاي  آسياي  غربي  و مردم  قديم  از طريق سند صادر  مي گرديده است . در  قرنهايي كه سلاطين  دهلي  وسپس  مغولان  در شبه قاره  حاكم بودند،  اوج ترقي  و پيشرفت  كارهاي  دستي ابريشمي  و كتاني  بود .  بهترين  پارچه  ها جاز (Juzz)، ديبا ،  حرير،  اطلس  كين خواب((Kinkhab، شين باف ،  شيرين باف بيرامي،  شوشتري،  تبريزي،  گل باقالي  و ديگر اقسام  پارچه  در اين سرزمين  از زمانهاي  دور تا به امروز  توليد  مي گردد.  بطور مشابه  ، صنايع هنري  بسيار  پيشرفته از قبيل  مليله  دوزي ، نقره  دوزي ،  قلابدوزي،  از زمان  صنعت  كاران  مغول  به ارث  رسيده است كه از ميان  آنها مي توان به زردوزي ،  گلابتون ،  كرچوب (نوعي آيينه دورزي  به روي لباس)  سلما ستاره ،  كشيده كاري،  گوتا كناري  اشاره  نمود. چكناكاري،  يك نوع  پارچه ي پشت  نم است كه از آينه و كريستال براي تزئين  آن استفاده  مي گردد  كه به تنزيب(Tanzeb) نيز  معروف  است.

                آينه  دوزي  به روي لباس  در سند و بلوچستان  به عنوان  يكي از بهترين  صنايع  دستي محسوب  مي گردد  كه به نامهاي  گاج) (Gajj، كارموچ ( (Karmoch، ميتي     (Mithi)، و بلوچ  معروفند.

                از ديگر صنايع  معروف  دستي پاكستان ،  كارهاي  چرمي  است كه از نظر  تاريخي  به دوره  مس لمانان  ارتباط  پيدا مي كند  كه مهد  آن در پنجاب  مي باشد.

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

نشان اقبال و سعدی

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 5502
بازدید امروز : 209
بازدید این صفحه : 429426
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 2.8125

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت