شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
نمایی از ارگ بم
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

برگرفته از مقاله منتشره در روزنامه جنگ:

 

نگاه كوتاهي برشخصيت مولوي عبدالحق

"باباي اردو"

 

برخي از مردم به زندگي  عشق مي ورزندو برخي از مردم به هدف زندگي و زندگي را براي هدف خود فدا مي  كنند . باباي اردو نيز از جمله ي همين شخصيت ها  به شمار مي آمد . كسي كه زندگي  خود را فداي اهداف  والايش نمود.  تاريخ شبه قاره ي هند شاهد  و گواه اين حقيقت است، تلاش و زحماتي كه "باباي  اردو"  آقاي مولوي  عبدالحق در دوران زندگي پرافتخار خود  جهت اشاعه زبان اردو متحمل شده، بي مثال است. باباي  اردو شخصيتي  است كه در يك زمان قابليتهاي فني و هنري  خاص خود را داشت. او يك زبان شناس  ماهر، نويسنده توانا ، سخنران چيره دست، تاريخ شناس ما هر و محققي  خستگي نا پذير بود. باباي  اردو خدماتي  براي گسترش  زبان اردو انجام داده است  كه واقعاً جاي تعجب دارد او در رسم الخط اردو تغييراتي بوجود آورد،  نوشتن زندگي بزرگان به اردو، چگونگي نوشتن مقدمه، ترجمه و نشر كتابهاي قديمي  و مفيد به زبان اردو همه اينها كارهايي است كه او با انجام آن راه را براي  پيشرفت زبان اردو هموار نمود و امروز  زبان اردو بيش از هر كس مديون  عبدالحق  به نظر مي رسد.

دكتر سيد عبدالله  چه خوب گفته:

اگر همانند شعر و شاعري  در نثر هم  "سهل ممتنع" را مي توانستیم به  كار    ببريم

مطمئناً بدون هيچ  فكر كردني عبدالحق را سهل ممتنع    نثر اردو  قرار    مي  داديم

در واقع عبدالحق  همانند شبلي،  نثر و شعر را باهم استفاده  نمي نمود. از نثرها در جاي خود بدون هيچ  كم و كسري استفاده مي كرد و اگر شعر مي گفت تنها شعر مي سرود  و در سخنان  خود بيش  از بازي با كلمات  به محتواي  آن توجه  مي كرد و با لهجه اي شيرين  و فصيح  شنوندگان  را جذب خود مي نمود. در مشهور تر ين  نوشته  خود "جگر  گدري" ، "نور خان" ، چنان زيبا، بي آلايش، ساده و شيرين  سخن را آغاز  نموده كه انسان نمي تواند  چشم از آن بردارد. اين  نوشته  تاكنون  به 17 زبان  زنده ي دنيا ترجمه شده است . به گفته ي مولانا عبدالماجد دريا بادي:

اگر درميان تمامي  كساني كه زحمات  فراواني  براي اردو كشيده  اند لقب  محسن اعظم  را بخواهيم  براي 1 نفر  انتخاب كنيم يقيناً بدون هيچ مكثي اين لقب را از آن  عبدالحق  خواهيم دانست.

و اما از مهم ترين اقدام  مولوي  عبدالحق،  تاسيس  انجمن  ادب و اردو  را مي توان نام برد انجمني كه تمامي فكر و ذكر تلاش خود را براي ارتقاء و پيشرفت  اردو قرار داده است. اين درست است كه قائد اعظم  و علامه اقبال  با همت و فكر خود  سبب تشكيل  پاكستان  شدند . اما اين  هم غير قابل  انكار  است زباني كه در تشكيل  پاكستان نقش  اصلي  را ايفا نمود همين  زبان رسمي پاكستان  يعني  اردو بوده  و زبان  اردو  نيز بدون عبدالحق  ناقص است.

مولوي  عبدالحق  انجمن  ادب و اردو را در هندوستان (عليگر) راه اندازي  نمود اما پس از تشكيل  حكومت  اسلامي در پاكستان  نه تنها خود به پاكستان  مهاجرت  نمود كه انجمن  را نيز به همراه  خود به كراچي  انتقال  داد در واقع  انجمن  و عبدالحق  دو نامند در يك قالب  و روح.  بزرگترين  آرزوي  عبدالحق  تشكيل و تاسيس  دانشگاهي  براي ارتقاء و پيشرفت  زبان  اردو  بود و تمامي  تلاش  خود را  براي رسيدن  به اين مهم  انجام  داد ،  اما افسوس  و صد اندوه  كه عمر با او همراهي  ننمود و خواب ايشان  به دست مسئول  بعد از  او به حقيقت پيوست  آقاي  جميل الدين  عالي  مسئول  كنوني  انجمن  در سخناني  كه به مناسبت  افتتاح  دانشگاه  ايراد مي نمود  با چشماني  اشكبار  از تعبير شدن خواب عبدالحق  در پوست  خود نمي گنجيد  و از طرفي  از اينكه  عبدالحق  در جمع  تماشاچيان  حضور ندارد اشك مي  ريخت و مي گفت:  اين دانشگاه  هر چه دارد مديون  "باباي اردو"  مولوي عبدالحق  است.

مولوي  عبدالحق  و فيلم:

عبدالحق  انساني بود كه به زندگي و به هر چيزي كه انسان را به زندگي نزديك تر كند احترام مي گذاشت.

آقاي  مظفر حسين  مي نويسد :  عبدالحق  به موسيقي  علاقه ي  خاصي داشت  و هر وقت به كلكته  مي آمد حتماً غزل  و ترانه  گوش مي داد. آقاي  ابوالخير  كثيفي  مي گويد:  شبي به همراه استاد عبدالحق  در خانه نشسته بوديم و بحث فيلم  و بحران در سينماي  هند مطرح گرديد.  من به استاد گفتم :  بعضي  از كارشناسان معتقد ند  علت بحران در سينماي  هند غلبه  پيدا  نمودن زبان هندي بر زبان اردو در فيلم ها است بعد از اين استاد لب به سخن گشود  و نظرات خود را  اين چنين مطرح  نمود:

به نظر من نقش فيلم هاي هند در تبليغ  و ترويج  زبان اردو  بسيار زياد و مهم است.

ببيند كتاب و مقالات تنها  در  جاهايي   مثمر ثمرند كه خواننده داشته باشند  و خوانندگان آن نيز  با ادب اردو آشنا  باشند و در تمامي كشورها كه چنين  كساني پيدا  نمي شوند اما فيلم  وسيله اي است كه در هر گوشه اي مي تواند  بدون  اينكه كسي بويي ببرد به تبليغ  زبان اردو  و گسترش  آن كمك  بزرگي نمايد ايشان در ادامه گفت:

روزي  به شهر مدرس رفته بودم . در خيابان هاي مدرس  يقيناً كساني كه اردو حرف بزنند  پيدا مي شدند امااكثراً زبانهاي عجيب و ناآشنايي به گوش  مي خورد.

شبي من به طرف سينمايي  رفتم ، ترانه اي به زبان  اردو نظر م را جلب نمود فيلمي  از "سهراب مودي"  برروي  پرده  بود من به همراه  دوستانم  سريعاً بليط تهيه كرديم و به داخل  سينما  رفتيم . فيلم "پكار= فرياد " در حال نمايش  بود. هنگامي  كه به داخل رفتيم،  ديدم كه تمام  سينما مملو از جمعيت  است و همگي  با سكوتي باور نكردني به تماشاي فيلم  مشغولند و به گفته ي مسئولين  سينما  از پخش  اين فيلم  هفته ها  مي گذرد   اما هنوز  استقبال  مي شود حتي حس كنجكاوي، من را به سوي سينماي  ديگري  كشاندكه  فيلمي  به زبان  محلي پخش مي كرد و هنگامي  كه داخل رفتم  تنها تعداد  انگشت شماري برروي  صندلي هاي آن نشسته  بودند.

ايشان  ادامه  داد:  اگر زبان اردو  زبان مورد پسند  و مقبول  مردم شبه قاره  نيست ،  چرا فيلم  سازان  گجراتي ،  مدرسي  و پنجابي  فيلم هاي  خود را به زبان اردو مي سازند؟

هركس كه بخواهد  از اردو فرار كند ،  اردو   او را رهانخواهد  كرد. اردو براي مردم شبه قاره  به همان اندازه اهميت  دارد كه غذا  و آب درميان فيلم سازان هندوستاني.

سهراب مودي ،  محبوب  شانتا رام  مورد قبول عبدالحق بودند.

به گفته ي استاد اين ها با فيلم سازي خود خدمات  بزرگي در حق اردو انجام داده  اند البته  در يكي از مراسم اهداي  جوايز، سهراب  مودي گفته بود  فيلم  هاي  من هميشه در خدمت  اردو خواهد بود. هنگامي كه سهراب مودي فيلم  "ميرزا غالب" را به نمايش گذاشت بسياري از مردم با او به مخالفت پرداختند  و حتي جمعيت  علماي هند در بيانيه اي اين فيلم  را باعث بدنامي  ميرزا  غالب دانستند :  هنگامي  كه اين خبر به استاد عبدالحق رسيد  ايشان به شدت ناراحت شد و گفت:  اين كساني كه چنين  اعتراضاتي مي كنند  هيچ  نمي  فهمند. ايشان افزود، من فيلم را نديده  ام شايد در آن اشكالاتي هم باشد  اما حقيقت  اين است كه مردم به جاي  خواندن ترانه هاي به هم بافته  از اين پس  شعرهاي  "غالب" را زمزمه خواهند نمود.

مقبوليت  مولوي درميان مردم به حدي بود كه بسياري  از مردم بچه هاي  خود را نزد  او مي آوردند تا او دستي برسر شان بكشد  چنين  مقبوليتي  در آن زمان تنها  ازآن  بازيگران  سينما،  بازيكنان تيم هاي  ملي بود و چنين  مقبوليتي  براي يك اديب جاي سوال  و شگفتي  بسيار  دارد. مولانا عبدالحق در سال 1870 ميلادي  در شهر هاپور هندوستان ديده به جهان  گشود.  ليسانس  خود را از دانشگاه عليگر كسب كرد و به مدت 12 سال  به عنوان مترجم به فعاليت پرداخت و سپس به عنوان  معلم مدرسه در شهر اورنگ آبادوهمچنين دربخش ترقي اردو در دهلي نو مسئول گشت.

باباي اردو همچنين از افراد موثر و ذي نفوذ و در پيشرفت دانشگاه عثمانيه حيدرآباد  بود جايي كه تمام دروس  دانشگاهي  با زبان اردو براي دانشجويان تدريس مي شد. و تمامي كتاب ها و جزوات  دانشگاهي  به زبان  اردو بانظر  او ترجمه  و چاپ مي شد. در نهايت در روز14 آگوست سال 1961 م پس  از يك دوره بيماري دارفاني  را وداع گفت.

***

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

نشان اقبال و سعدی

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 1763
بازدید امروز : 44
بازدید این صفحه : 439879
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 2.4375

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت