سه شنبه ٠٣ مرداد ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
سمعی و بصری خانه فرهنگ ا.ج.ایران راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

تأثیر زبان و ادبیات فارسی در جهان

زبان شیرین و دیرین فارسی چه در قالب فارسی باستان و کتیبه ها و سنگ نوشته های خط میخی و چه در قالب فارسی میانه و سنگ نوشته های خط پهلوی و چه در قالب فارسی دری و خط فارسی که دارای فرهنگ غنی و پربار ادبیات بعد از اسلام است، همه جا بهترین سرمایة ملی و هویّت ایرانیان است. این امانت گران بها میراثی است که سینه به سینه و نسل به نسل به دست ما رسیده است؛ همین گوهر گران سنگ است که فردوسی می گوید عجم( مردمانی غیر از عرب ها به ویژه ایرانی ها) را با آن بها داده و قدر و قیمت بخشیده است؛

بسی رنج بردم در این سالِ سی

عجم زنده کردم بدین پارسی

زبان پرظرفیت، شیرین و رسای فارسی توانسته است بخش بزرگی از سرزمین های جهان را تحت چیرگی معنوی خود قرار دهد و برای ملت ها، فرهنگ و دین و معرفت به ارمغان آورد؛

ساقی ،حدیث سرو و گل و لاله می رود

وین بحث با ثَلاثۀ غَسّاله می رود

شکر شکن شوند همه طوطیان هند

زین قند پارسی که به بنگاله می رود

*ثَلاثۀ غَسّاله: سه پیاله  نوشیدنی به ویژه شراب که هنگام صبح می نوشیدند و آن برطرف کننده غم ها و آوردنده شادی ها بوده است.

زبان فارسی به واسطة پرباری ادبی اش در دل بلند مفهوم های عرفانی و فرهنگی و هنری امکان گفت و گوی گستردۀ علمی، ادبی و تاریخی وسیعی را برای فارسی زبانان فراهم کرده است. تأثیر زبان و ادبیات فارسی بر روی ادبیات سایر ملت ها سابقه‌ای طولانی دارد و آغاز آن روشن نیست هم چنان که آغاز پیدایش یک زبان، نامعلوم است. ولی بدون تردید زبان و ادبیات ما تأثیر خود را بر روی سایر زبان ها از دوره های پیش از اسلام شروع کرده،تا دوره معاصر ادامه داده است. رابطۀ ادبی ایران و هند، تاریخ چند هزار ساله دارد و بسیاری از محققان اعتقاد دارند که ایران و هند در روزگاران پیشین زبان مشترکی داشته اند. این اعتقاد بر مبنای شباهتی است که بین زبان اوستایی با زبان سانسکریت موجود است. زبان اوستایی که در زمان زرتشت، مردم با آن صحبت می‌کردند از نظر واژه ها و ترکیب ها با زبان سانسکریت ،یعنی؛ زبان ادبی و کهن هندیان شباهت بسیار داشته است برای همین برخی از زبان شناسان نظر داده اند که ایران و هند در دوره‌های بسیار دور دارای زبانی مشترک بوده‌اند که ریشۀ اصلی زبان اوستا و سانسکریت از آن است. به این ترتیب از دوره‌های باستانی ایران و هند با یکدیگر روابط ادبی نزدیکی داشته‌اند و از هزاران سال قبل رابطۀ فکری و فلسفی بین ایران و هند برقرار بوده است.ایران با هند دارای سنت ها و اعتقادات مشابهی است و در این مشترکات و مشابهت ها، زبان و ادبیات، نقش بسیار مؤثری داشته است. دلایل بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد ایران در زمان ساسانیان با هند تماس‌های ادبی و هنری داشته، بسیاری از کلمات فارسی در زبان هندی جذب شده است که هم اکنون از جمله لغات هندی به شمار می‌رود. عدۀ زیادی از شاعران و نویسندگان هند که تعداد آن ها از صدها نفر بیشتر است آثار خود را به زبان فارسی نگاشته اند.

که برخی از ایشان مانند؛ اقبال لاهوری بیش از برخی شاعران ایرانی شهرت پیدا کرده‌اند.

محمد اقبال لاهوری پاکستانی که نه زادگاه اش ایران است و نه زبان مادری اش فارسی است، افتخار می کند که -به دلیل پربار بودن زبان فارسی- اشعار خود را به فارسی سروده است :

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما / ای جوانان عجم جان من و جان شما

حلقه، گردِ من زنید ای روشنان آب و گل!  / آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند / دیده ام از روزن دیوار زندان شما

گنجینه‌های ادب هند نیز به یاری زبان فارسی در دنیا مورد توجه قرار گرفت. کتاب معروف پنچه تنترا (پنجه تانترا  ) (Panchatanatra) که طی قرن های گذشته، فرهنگ و ادبیات عده زیادی از ملت ها را غنی ساخته است به وسیلۀ برزویه طبیب ایرانی رایج شده است. این کتاب که در فارسی به نام کلیله و دمنه معروف است به تمام زبان های زندۀ دنیا و تعداد بسیاری از زبان های بومی ترجمه شده است و شاید منشا الهام بسیاری از آثار نویسندگان بزرگ جهان که از زبان حیوانات سخن گفته‌اند، باشد. ترجمۀ پهلوی این کتاب که به وسیلۀ برزویه طبیب انجام گرفت کهن ترین ترجمه از زبان هندی است. پس از چیرگی عرب بر ایران «روزبه» معروف به ابن مُقَفَع در حدود قرن دوم هجری متن پهلوی کتاب را به عربی ترجمه کرد و بعد رودکی آن را به نظم درآورد. سپس ابوالمعالی نصرالله بن عبدالحمید منشی در اوایل قرن ششم هجری آن را از عربی به فارسی برگرداند. اثر دیگری که از هند به ایران آمد و از ایران به سایر زبان های دنیا راه یافت داستان بودایی بِلَوْهَر و یوداسَف است. این داستان در قرن ششم یا هفتم میلادی از هند به ایران آمد و به زبان پهلوی ترجمه شد و سپس به زبان های یونانی، عربی، لاتین و سایر زبان های زنده برگردان شد. دردوره‌های بعد از اسلام، نظم و نثر فارسی به وسیلۀ شاعران و نویسندگان ایرانی در هند رواج یافت و بر روی افکار و آثار هندی تأثیر عمیقی گذاشت. این شاعران و نویسندگان در جریان اتفاق های ناگوار، راه هندوستان را در پیش گرفتند و دربار هند را مرکزی برای ادبیات فارسی قرار دادند. اقامت شاعران ایران در دربارهای هند نه تنها بر روی اندیشه و آثار هند اثر گذاشت بلکه محیط هند، نوع نگاه و اندیشۀ ایشان را نیز تحت تأثیر قرار داد و به عقیدۀ برخی از محققان موجب پیدایش سبک هندی در شعر فارسی شد. همان طور که زبان فارسی تحت تأثیر زبان و ادبیات عرب قرار گرفته است ؛ ادبیات و زبان عرب بر وسعت و عمق ادب فارسی افزوده است هم چنین زبان و تمدن عرب نیز بسیار تحت تأثیر ادبیات و تمدن ایران قرار گرفته.  به طوری که این تأثیر متقابل جنبۀ داد و ستد معنوی دو جانبه پیدا کرده ،به دوره‌های بسیار دور مربوط می شود . زبان و ادبیات فارسی و عربی به واسطۀ پیوندهای استوار و تأثیر متقابلی که در گذشته بین آن ها وجود داشته است در سطح علمی و تحقیقاتی و ادبی یکدیگر را کامل کرده اند. پس از چیرگی عرب بر ایران، نفوذ تمدن و فرهنگ کشور باستانی ایران بر روی فرهنگ و تمدن عرب آغاز شد زیرا ایرانیان مردمی متمدن و آشنا به علوم و فنون و رسوم و آداب کشورداری بودند. پیروزی عرب در بیشتر سرزمین‌ها، نه تنها یک پیروزی سیاسی و نظامی به شمار می‌رفت بلکه پیروزی معنوی نیز محسوب می‌شد.

پس از غلبۀ نظامی بر سرزمین‌ها و ملت‌ها، نفوذ زبان، ادبیات و مذهب آغاز ‌می شد و کم تر کشوری بود که از نظر سیاسی و نظامی تحت چیرگی عرب ها قرار گیرد و از نظر مذهب و زبان بدون تأثیر و بی‌تفاوت باقی بماند. حتی سرزمین‌هایی مانند مصر که تمدنی با سابقه داشتند تحت تأثیر زبان عربی زبان کهن خود را به کلی فراموش کردند. روشن است که ثروت و پرباری زبان عرب و جنبه‌های مثبت مذهب مقدس اسلام، به خصوص تعلیم های پرارزش آن که مبتنی بر اصول دموکراسی، آزادی و برابری کامل انسان است به پیروزی‌های معنوی عرب بر سایرین کمک شایانی کرد. اگرچه اصول مقدس اسلامی، مردم عدالت خواه ایران را شیفتۀ خود کرد اما زبان عرب با تمام پرباری و ثروت خود نتوانست جای زبان پارسی را بگیرد و آن را نابود کند. علت این امر را باید در ذات زبان و ادب پارسی جستجو کرد. بدون شک زبان دربارهای باشکوه هخامنشی و ساسانی که آثار پرارزش و کتاب های گران بهایی از آن باقی بود حتی در شرایط سخت‌تر نیز از بین رفتنی نبود. به این دلیل ایرانی ها برخلاف ملت های دیگر نه تنها زبان خود را در برابر تسلط طولانی عرب از دست ندادند بلکه تمدن و زبان و ادبیات عرب را نیز تحت تأثیر قرار دادند. در زمان ساسانیان کتاب های علمی و ادبی و فلسفی و داستانی به تعداد قابل توجهی تألیف و ترجمه شد که از آن میان می‌توان بُندَهِشن-دینکَرت-کارنامۀ اردشیر بابکان-ایاتکار(یادگار) زریران-ارداویر افنامه-زرتشت نامک-مینوی خرد-خدای نامک-داستان های دینیک و شهرستان های ایران را نام برد. این آثار با مطالب عمیق فلسفی، علمی و ادبی خود نشانۀ ثروت سرشار فکر و اندیشه موجود در زبان و ادبیات ایران در آن دوران است؛ فکر و اندیشه و ادبیاتی که قرن ها بعد حتی صحنۀ تیاترهای بزرگ اروپا را نیز مطیع خود کرد.

 پس از چیرگی عرب بر ایران، نفوذ تمدن و فرهنگ کشور ما برروی فرهنگ و تمدن عرب آغاز شد. ایرانیان که بنی‌عباس را در رسیدن به خلافت و برانداختن بنی‌امیه کمک کرده بودند در دورۀ عباسیان نفوذ فراوانی پیدا کردند و ادارۀ امور سرزمین‌های اسلام را به عهده گرفتند. آن ها حاکمان را به پیروی از روش شاهان ساسانی و گرفتن تمدن و فرهنگ ایرانی وادار می‌کردند. تا زمان حجاج بن یوسف ثقفی اصول دیوانی به روش دورۀ ساسانی اداره می‌شد و دفاتر را به خط و زبان های پهلوی می‌نوشتند. در روزگار عباسیان نقل و ترجمه علوم از زبان های دیگر به زبان عربی گسترش یافت و تمدن درخشان اسلامی به وجود آمد. ایرانی ها در تشکیل و پیشرفت این تمدن که مدت چند قرن شرق و غرب را به نور خود روشن کرد، سهم زیادی داشتند. نویسندگان و محققان ایرانی در صرف و نحو زبان عربی زحمت زیادی کشیدند. عبدالله ابن مقفع ،دانشمند ایرانی، بسیاری از کتاب های پهلوی را به عربی ترجمه کرد و در زبان عرب، واژه و اصطلاحات علمی ایجاد کرد. سیبویه «الکتاب» را در صرف و نحو عربی نوشت که از مهم ترین کتاب ها در این رشته به شمار می‌رود.

دانشمندانی مانند موسی‌بن شاکر خوارزمی کتاب های گران بهایی به زبان عربی تألیف های کردند. امروزه گنجینۀ نظم و نثر تالیف های تحقیقی عرب از نوشته ها و سروده های نویسندگان و شاعران ایرانی پر بار شده است. بسیاری از ایرانی ها کتاب های گران بهایی به زبان عربی تالیف کردند مانند بلعمی، محمدبن جریرطبری، زکریای رازی، محمدبن یعقوب کلینی، ابونصرفارابی، حمزه اصفهانی، ابن باویه، ابوریحان بیرونی، صاحب بن عَباد، بدیع الزمان همدانی، ابوعلی مسکویه، ابوعلی سینا و ... ایرانی ها در شعر عرب نیز ذوق و استعداد فراوانی نشان دادند، آن ها محتوا و مفهوم های جدیدی را در شعر عربی وارد و عرب ها را با محیط دیگری آشنا کردند. این محیط پر از باغ ها و بوستان‌ها و سرشار از صفا و پاکی و آزادگی بود. شاعران ایرانی و پیروان آن ها در ادبیات عرب به نام محدثین یا نورآوران مشهور هستند مانند: ابونواس، مهیار دیلمی، بشاربن برد و دیگران زیرا ایشان محتوایی نو و مفاهیم تازه‌ به شعر عرب بخشیدند. این تأثیر ،تنها، مربوط به نویسندگان و شعرای ایرانی نیست بلکه بیشتر با زبان و ادبیات فارسی و اندیشۀ ایرانی ارتباط پیدا می‌کند.اگر شاعران ایرانی محتوا و معنی های جدیدی به شعر عرب ارزانی داشتند و نویسندگان ایران آثار گران بهایی به زبان عرب تألیف کردند به آن دلیل بود که رسایی و شیوایی زبان فارسی را به عینه ‌به زبان عرب منتقل می کردند زیرا رسایی و شیوایی از زبانی به زبان دیگر منتقل می‌شود.

ادب فارسی دروازۀ دنیای جدید را بر روی عرب ها گشود.

نخستین تأثیر ادبیات ایران و اندیشه‌ و هنر مردم سرزمین ما را باید در آثار مقدس یهود و هند و مسیحی جستجو کرد. در این آثار به خوبی می‌توان تأثیر تاریخ ایران و ادبیات کهن این کشور را ملاحظه کرد.  نمونۀ آن برخی از داستان های تورات مانند ِاستر(Esther) است که در قرن های بعد منبع الهام نویسندگان و شعرای بزرگی قرار گرفت. تراژدی ِاسترEsther اثر راسین از جمله آثاری است که منبع آن را باید در تورات جستجو کرد.پس از این آثار، برای روشن کردن تأثیر ادبیات فارسی برآثار اروپایی، اروپا ، قرون وسطی و دورۀ رنسانس را پشت سر گذاشت و وارد قرن هفدهم شد.ترجمۀ آثار بزرگ ادبی فارسی به زبان های اروپایی از یک سو و انتشار سفرنامه‌های گوناگون جهان گردان و محققان اروپایی مقدمه‌ای برای شروع نفوذ فارسی و فکر و اندیشۀ بزرگان ایران در ادبیات اروپا شد. در قرن هفدهم برخی از آثار ادبی ایران مانند گلستان سعدی به زبان فرانسه ترجمه شد. انتشار این ترجمه‌ها و هم چنین سفرنامه‌های جهان گردان معروفی مانند شاردن مردم اروپا را به فرهنگ و ادب ایران علاقه‌مند و آن ها را متوجه گنجینۀ غنی و پرارزش هنر و ادبیات فارسی کرد. عامل های دیگری نیز باعث شد که ایران با دربارهای پرشکوه و آیین باستانی خود مورد توجه تراژدین‌ها و کلاسیک‌های بزرگ اروپا قرار گیرد و آثار پرارزشی توسط کرنی، راسین، ولتر، خانم اسکودری، رترو، متاستازیو، اخیلوس و دیگران بوجود آید که از میان آن ها باید سورنا، ردگون، استر، خسرو ، مهرداد، بایزید، کوروش کبیر و غیره را نام برد. در قرن هجدهم از آثار ادبی ایران باستان کتاب اوستا مورد توجه اروپاییان قرار گرفت و بسیاری از محققان را به تحقیق در مورد زرتشت پیامبر و دین او وادار کرد. حتی قبل از آن که محقق بزرگ فرانسه انکتیل دوپرونAnquetil-Dupperron  متن و ترجمۀ کامل زند اوستا را به زبان فرانسه منتشر کند تعلیمات زرتشت و مطالب اوستا مورد توجه محققان و نویسندگان اروپایی قرار گرفته بود، چنان که ولتر در 1760 تراژدی‌«گبرها» را منتشر کرد که قهرمان های آن زرتشتیان ایرانی بودند و تأثیر تعلیمات زرتشت و کتاب اوستا در آن دیده می شد.

انتشار کتاب زند اوستا سرآغاز تحقیقات عمیقی از سوی محققان و مستشرقان و نیز انتشار آثار مهمی در اروپا به خصوص در فرانسه بود. همۀ این آثار از تعلیمات زرتشت و کتاب زند اوستا الهام گرفته‌اند. نمونۀ کوچکی از این آثار از قطعه‌ای است که آندره شنیه در اثر معروف خود LInvention سروده و شجاع الدین شفا آن را ترجمه کرده است: همه جا اورمزد و اهریمن سرگرم پیکارهایی سهمگین اند/همه‌جا زندگی و مرگ، نور و ظلمت، روح و ماده در عین آمیختگی با هم می‌جنگند/ و هرگز دست پیوند به یکدیگر نمی‌دهند/ اما روح روشنایی، در این آشفتگی و پریشانی، روز و هماهنگی را می‌آفریند/ جاذبه، پنهان عناصر پراکنده را در می‌یابد و آن ها را به سوی هم می‌خواند و در همه جا اجزای آشتی ناپذیر را جدا از هم، در فواصلی متناسب قرار می‌دهد تا همۀ آن ها با هم در صلح و صفا بسر برند....

 در آثار مختلف لامارتین و ویکتور هوگو نیز تأثیر تعلیمات و مطلب های زند اوستا به خوبی دیده می‌شود.

نیچه پس از مطالعۀ چند غزل از حافظ نوشت:

ای حافظ! میخانه‌ای از حکمت بنا کردی که از بزرگترین کاخ جهان بزرگتر است و باده‌ای از لطف سخن در آن فراهم آوردی که از طاقت نوشیدن دنیایی بیشتر است ولی مهمان این میخانه تو جز سیمرغ داستانی که می‌تواند بود؟ بلندی هرقله نشانی از عظمت تو و عمق هرگرداب آیتی از کمال توست. سخن تو خود شراب مستی بخش خردمندان جهان است.... رنان پس از مطالعۀ ترجمۀ بوستان سعدی نوشت: سعدی میان ما غریبه نیست در واقع او یکی از خود ماست. و باربیه دومینار مترجم بوستان در مقدمۀ ترجمه‌اش نوشت: سعدی ترکیبی است از ظرافت هوراس، آراستگی اووید، نیشخند فرانسوا رابله و سادگی لافونتن. دیوان شرقی گوته که در شمار عالی ترین آثار ادبی اروپا است تحت تأثیر دیوان حافظ به وجود آمده است. اگر گوته با ادب پارسی و حافظ شیراز آشنا نمی‌شد هرگز دیوان شرقی به وجود نمی‌آمد.ادبیات ملت ها تنها از نظر مواد در یکدیگر تأثیر نمی‌کنند، بلکه طرز فکر و احساس نیز نقش مهمی در این تأثیر دارد. این افکار و احساسات مشابه یا مشترک بین نویسندگان و شاعران دو کشور رابطه‌ای جدا نشدنی به وجود می‌آورد و ادبیات ملت ها را وحدت می بخشد.

عاملی که برخی از نویسندگان یک کشور را با نویسندگان کشوری دیگر، خویشاوند می کند، توافق فکری و شباهت میان بینش و نوع اندیشه آنان است. میان حافظ و گوته، مادام مارسلین دبروالمور و سعدی و خیام و برخی از شاعران انگلیسی شباهت روحی فوق العاده‌ای وجود دارد. دیوان شرقی گوته که تحت تأثیرشعرهای حافظ به وجود آمد نسل‌های گوناگونی از مردم اروپا به ویژه آلمان را با ادبیات فارسی آشنا کرد و تأثیری شگرف ‌بر روی ادبیات آلمان و سایر کشورها گذاشت.آشنایی اروپاییان با طرز تفکر خاص شعرای ایران آنها را متوجه شرق کرد . شرق با ادبیات غنی و فلسفۀ عمیق برای نویسندگان و شاعران اروپا به صورت پناهگاه و گریز گاهی جلوه‌گر شد. ویکتور هوگو در Odes et Ballades می‌گوید: «کاش تو نیز در سرزمین عباس‌ها و خسروها،‌ زیر آسمانی بی ابر میان درختان مورد به دنیا آمده بودی»

* مورد ( درختی همیشه سبز و دارای برگی خوشبو و گلی سپید کوچک که در زبان عربی به آن« آس » می گویند/  ناظم الاطباء)

*صبر( گیاهی است با برگ های دراز و ضخیم و تیغ دار با گل های زرد رنگ . در جاهای گرم می روید و طعم تلخ دارد/ فرهنگ معین)

نوالیس Novalis شاعر بزرگ آلمانی در قطعۀ سرود شب می‌نویسد:

«خرد و دوراندیشی حکیمانه را تنها در شرق می‌توان یافت»

گوته به یکی از دوستان خود نوشت: «شرق، تریاکی است که من در این دوران پرآشوب برای تخدیر روح خویش به آن پناه برده‌ام»

قسمت اساسی نفوذ شرق در ادبیات اروپا مرهون تأثیر ادبیات فارسی و آثار شاعران بزرگ ایران است که به زبان های فرانسه، انگلیسی و آلمانی برگردانده شده است. زیرا برخی از شاعران و نویسندگان اروپایی بدون آن که به شرق سفر کرده باشند افسانه‌های دل پذیر، منظره های زیبا، بازارها و گنبدها و مناره‌های آن را زیباتر و افسونگرتر از آن چه در عالم واقع وجود داشت در آثارشاعران ایران مشاهده کردند و با الهام از آن ها آثار جالبی بوجود می‌آورند.

چند خط از باغ دلگشا اثر کنتس دونوای ،شاعره بزرگ فرانسوی، با برگردان شجاع الدین شفا : این نکته را در کتابی معطر و دلنشین و غم انگیز که خواندنش به من سستی دل پذیر بخشید خواندم و حالا دیگر می‌دانم به واقع باغ دلگشایی وجود دارد که می‌توان آن را به چشم دید/ باغی است که از پای کوهستانی که نام سعدی دارد به سوی شیراز گسترده است. شاعران ایران به ویژه سعدی، حافظ، فردوسی، خیام و نظامی و مولوی دروازه‌ای از دنیای تازه و روح و شوق و حال تازه‌ای را بر روی شاعران اروپا باز کردند و آن ها را به عشق‌های تند و آتشین مردم شرق و فلسفه و ذوق و حکمت و عرفان آشنا ساختند. ترجمۀ غزل های حافظ در آلمان توسط هامر، ترجمۀ گلستان سعدی در فرانسه و ترجمۀ رباعی عای خیام به وسیلۀ فیتز جرالد انگلیسی و هم چنین در فرانسه و نیز ترجمۀ شاه نامۀ فردوسی به وسیلۀ موهل به فرانسه که در 40 سال انجام شد؛ در ادبیات اروپا تحول عمیقی ایجاد کرد و کشورهای اروپایی را متوجه زبان و ادبیات فارسی ساخت. شاعران اروپا با عطر آسمانی شرق و نسیم روح پرور ابدیت که از بوستان های ایران می‌وزید آشنا شدند و مردان خارق العاده‌ای را شناختند که در نبوغ ادبی با هومر و هوراس و اشیل برابر و یا از آن ها برتر بودند.

در میان کشورهای اروپایی بعد از فرانسه،‌انگلستان، آلمان، شوروی نفوذ و تأثیر ادبیات فارسی برروی کشورهای اتریش و یوگسلاوی نیز قابل توجه است. در اتریش غالب آثار بزرگ فارسی ترجمه شده و حتی برخی از آن ها به وسیله مترجمان اتریشی به دست مردم آلمان رسیده است. یوگسلاوی از نظر سابقه آشنایی با زبان و ادبیات فارسی موقعیت خاصی در اروپا دارد زیرا درطول چند قرن در مناطق مختلف آن(صربستان، کرواسی، بوسنی و هرزگوین) زبان فارسی رواج داشته، به طور کلی زبان ادبی به شمار می آمده است چنان که برخی از ادیبان و شاعران برجستۀ این سرزمین در قرن های گذشته شعرهای خود را به طور مستقیم به فارسی سروده‌اند. در بسیاری از خانواده‌های قدیمی این کشور به ویژه در نزد کروات ها هنوز شعرهای حافظ را از حفظ می‌خوانند. سودی، ادیب و شاعر بزرگ بوسنی، که در سال 1001 هجری در آغاز دوران صفوی در یوگسلاوی در گذشت از نخستین کسانی بود که در اروپا دیوان حافظ و گلستان سعدی را برگردان کرد و چند شرح بر این کتاب ها و بر مثنوی مولوی نوشت. معروف ترین شاعران و ادیبان که در قرن های گذشته در این کشور به زبان فارسی شعر سروده اند مانند: عدنی، درویش، دده، نرگسی مؤلف خمسه نرگسی که به پیروی از خمسه نظامی سروده شده-صبوحی-رشدی. در نیمۀ دوم قرن دوازدهم هجری نویسنده‌ای به نام فوزی موستاری که اهل موستار (صربستان) یوگسلاوی بود کتابی به فارسی به شیوۀ گلستان سعدی به نام بلبلستان نوشت که در همان زمان شهرت یافت.از سال 1879 میلادی(1285 شمسی) در زمینۀ ترجمه شعرهای حافظ و سعدی و رباعی های خیام و عبید زاکانی و هم چنین دستور زبان فارسی از طرف دانشمندان و نویسندگان این کشور کوشش هایی شد.

علاقه و عشق به این زبان شیرین سبب شده است که شبستان آن هم چنان روشن و عطرآگین و پرجوش و خروش و پرنشاط باشد : «از این قند پارسی، حدیث خوش آرزومندی حافظ را بشنوند و بخوانند و در کاخ بلندی که فردوسی بزرگ از نظم پارسی پی افکنده است به گردش در آیند و از جادوی سخن نظامی، مسحور و مسرور شوند و حکایات پرمایه و پرمعنای مولوی را از زبان نیِ وجود او استماع کنند و نصایح و کلمات و جملات حکمت آموز سعدی را که در بسیط زمین گسترده است به گوش دل و جان بشنوند و با این زبان شیرین به سیر آفاق و انفس بپردازند و با سیمرغ عطار به طرف قلة قاف ادبیات فارسی به پرواز در آیند و به جهانیان بگویند که فارسی شکر است».امپراتوران عثمانی گاهی به زبان فارسی شعر می سروده اند و چه لذت بخش است وقتی انسان می شنود که بلند ترین و گویاترین مفهوم های شعر عرفانی فارسی در کشور ترکیه، در شهر قونیه و در مقبرة مولانا با آن آداب و رسوم زیبا و عارفانه خوانده می شود

آتش است این بانگ نای و نیست باد / هر که این آتش ندارد نیست باد! .( ر.ک هجده بیت آغازین مثنوی)

و نیز ابن بطوطه، جهان گرد مراکشی(703-779 ق) می‌گوید هنگامی‌که در دربار پکن به سر می‌برد، در مجلس فرزند امپراتور غزلی از سعدی می‌خواندند و در شمال سوماترا بر سنگ گوری پاره‌ای از یک غزل سعدی کنده‌اند که در آن از ناپایداری جهان سخن رفته است. روزگاری در سریلانکا شعر فارسی می‌گفتند و پادشاه این جزیره به فارسی سخن می‌گفت. حاکمان عثمانی شعر فارسی می‌گفتند و مورد ستایش شاعران فارسی گوی قلمرو امپراتوری خود بودند. سلطان سلیم یکم عثمانی (918-1016ق) با تخلّص سلیم و سلیمی، ‌شعر می سرود. شیخ عبدالسلام مجرم از مردم تیرانا در آلبانی مجموعه‌ای از قصاید فارسی در مدح سلیم سوم عثمانی(1203- 1222ق) دارد. در کاشغر چین شعر فارسی رواج و رونق فراوان داشت و رعدی و امیری(1013ق)،شاعران فارسی سرا، امیران این منطقه را با قصیده های فارسی می ستودند. در حال حاضر در اکثر دانشگاه‌ها و مراکز علمی و پژوهشی و فرهنگی جهان کرسی‌های آموزش زبان فارسی وجود دارد و این روند با سرعت در حال افزایش است و مردم زیادی در سراسر جهان می‌خواهند آثار بزرگان فارسی‌گو را به زبان اصلی بخوانند و یاد بگیرند و بر ما واجب است که دست به دست هم بدهیم و این تشنگان کلام ناب را که در اندرون دریای آن قند هست و پند هست ، سیراب کنیم.


برگرفته از سایت های:

 
www. Hawzah.net(مجله معارف.ش 53.نویسنده :رضا جدیدی)

www.ichodoc.ir(نویسنده: حسن حاج سید جوادی)

 

 

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 168
بازدید امروز : 31
بازدید این صفحه : 418476
بازدیدکنندگان آنلاين : 5
زمان بازدید : 1.6563

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت