سه شنبه ٠٣ مرداد ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
کلاس فارسی خانه فرهنگ ایران راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

تاریخچه زبان و ادبیات فارسی

فارسی زبانی است که امروز بیش تر مردم ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخشی از هند، ترکستان، قفقاز و بین النهرین با آن سخن می گویند، نامه می­نویسند و شعر می سرایند. تاریخ زبان ایران تا هفتصد سال پیش از مسیح، روشن و در دست است  و پیش از آن نیز از روی آگاهی­های علمی دیگر می­دانیم که در سرزمین پهناور ایران - سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج فارس و دریای عمان و از شمال به کشور سکاها و سارمات­ها (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن می­پیوست ومردم به زبانی که ریشه و اصل زبان امروز ماست سخن می‌گفته‌اند (بهار،15:1369).

شاخه زبان­های ایرانی در گروه زبان­های هند و ایرانی (آریایی) و خانواده زبان­های هند و اروپایی جای دارد دیگر گروه­های این خانواده؛ ژرمنی، یونانی، ایتالیایی، ارمنی، آناتولیایی، آلبانیایی، بالتی،  اسلاوی، تخاری و سلتی می­باشد. باید توجه داشت که نباید واژه آریایی را برای همه زبان­های خانواده هند و اروپایی به کار برد. این اشتباه دانشمندان انگلیسی در اوایل سده بیستم بوده است؛ امروزه تنها زبان های هند و ایرانی، آریایی نامیده می شوند(ابوالقاسمی،تاریخ زبان فارسی).

1.تاریخ‌  تحوّل‌ زبان­های ایرانی

تاریخ‌  تحوّل‌ زبان­های ایرانی را می‌توان‌ به‌ سه‌ دوره‌ی اصلی‌ بخش‌ کرد:

١دوره‌ی باستان(کهن)‌ ٢. دوره‌ی میانه(پهلوی)‌ ٣. دورۀ جدید.

2-1زبان های ایرانی در دوره باستان:

 ریشۀ همه زبان­های ایرانی، زبانی به نام ایرانی باستان است. در منبع های باستانی‌ اشاره‌‌هایی‌ به‌ ادبیات‌ شفاهی‌ این‌ چهار زبان‌ شده‌ است‌، ولی‌ تنها از دو زبان‌ اوستایی‌ و فارسی‌ باستان‌ آثار ادبی‌ و نوشته‌هایی‌ برجای‌ مانده‌ است‌.

از زبان ایرانی باستان چهار زبان به طور مستقیم به وجود آمده به نام­های:

 سکایی، مادی، فارسی باستان و اوستایی.

 2-1-1زبان سکایی: سکاها قومی آریایی بودند که از هزارۀ اول پیش از میلاد تا هزارۀ اول پس از میلاد در سرزمین بزرگی از کناره های دریای سیاه تا مرزهای چین زندگی می کردند از این زبان جز شماری واژه چیزی برجای نمانده و نوشته ای به دست نیامده است  برخی از واژه های سکایی که باقی مانده : aspa: اسب ،hapta:  هفت و...

2-1-2.  زبان مادی: زبان قوم ماد بوده که از این زبان نیز جز چند واژه در نوشته های پارسی باستان چیزی باقی نمانده و نوشته ای به دست نیامده است برخی واژگان باقی مانده : wazarka: بزرگ ، asan:  سنگ و... . از زبان‌ مادی‌، زبان‌ قوم‌ آریایی‌ ماد، که‌ در غرب‌ و شمال‌ غرب‌ ایران‌ رایج‌ بوده،‌ اثر نوشت‌های‌ در دست‌ نیست‌ (گرشویچ‌، «ادبیات‌ کهن‌ ایران‌»، بند ٢ )، امّا در نوشته‌‌های‌ مورّخان‌‌ یونانی‌ مانند کتسیاس‌ ، هرودت‌ و دینون‌ به‌ داستان‌‌های‌ عشقی‌ و حماسی‌ مادی‌ و شعر‌های این‌ دوره‌‌ اشاره‌ شده‌ است‌. مثلاً داستان‌ غِنایی(عاشقانه و رمانتیک)‌ ‌ زَرْیادْرِس‌ و اوداتیس‌ را می‌توان‌ نام‌ برد که‌ در منبع های گوناگونی‌ دیده‌ می‌شود و به‌ نظر بویس‌ («زریادرس‌ و زریر»، ص‌ ٤٧٧-٤٦٣ ) دارای‌ اصل‌ مادی‌ است‌ و بعد‌ها در شاه نامۀ فردوسی‌ به‌ صورت‌ داستان‌ «شداسب‌ و کتایون‌» بازتاب‌‌ پیدا کرده است. داستان‌‌های‌ حماسی‌ مادی‌،‌یا داستان‌‌های‌ مربوط‌ به‌ کورش‌، شاه‌ هخامنشی‌، از دیگر اثرهای ادبی‌ مادی‌ است‌ (گرشویچ‌، همان‌جا).

  2-1-3زبان پارسی باستان: زبان قوم پارس بوده، زبان کتیبه های شاهان هخامنشی است قدیمی ترین و مهم ترین اثر باز مانده از این زبان،کتیبه بیستون است (ابوالقاسمی،تاریخ زبان فارسی).

2-1-3-1ادبیات‌ فارسی‌ باستان‌

زبان‌ فارسی‌ باستان‌، نیای‌ زبان‌ فارسی‌ امروزی‌، زبان‌ قوم‌ پارس‌ بوده‌ است‌ که‌ در دورۀ‌ هخامنشیان‌ (۵۵٠ ـ٣٣٠  ق‌.م‌) با آن صحبت می کردند. تنها اثرهای نوشته‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ کتیبه‌‌های‌ برخی‌ از شا‌هان‌ هخامنشی‌ به‌ خطّ میخی‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر سنگ‌، بر لوح‌‌های‌ زرّین‌ و سیمین‌، سنگ‌ وزنه‌، مُهر و ظرف‌ برجای‌ مانده‌ و نگارش‌ آن‌‌ها، هم‌زمان‌ با تألیف‌ آن‌‌هاست‌. مهم‌ترین‌ کتیبه‌‌هایی‌ که‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ نگاشته‌ شده‌ است‌ (برای‌ آگاهی‌ از متن‌ کتیبه‌‌ها، نک‌: کنت‌، ص‌. ١۵٦-١١٦ ) عبارت‌ است‌ از: کتیبه‌‌های‌ داریوش‌ در بیستون‌ (مهم‌ترین‌ و مفصّل‌ترین‌ کتیبۀ‌ داریوش‌ به‌ سه‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌؛ ( اَکَّدی‌ و ایلامی‌)، فارس‌ (تخت‌ جمشید و نقش‌ رستم‌)، سوئز و الوند و کتیبه‌‌های‌ خشیارشا در تخت‌ جمشید (که‌ از آن‌ میان‌ سنگ‌ نوشتۀ‌ سه‌ زبانۀ مشهور به‌ دَیوَه‌ از مهم‌ترین‌ کتیبه‌‌های‌ این‌ زبان‌ است‌)، و الوند (لوکوک‌، ص‌ ٢٧٧-١٧٩ ). آن‌چه‌ در این‌ سنگ‌نوشته‌‌ها آمده‌، مربوط‌ به‌ سیاست‌ و حکومت‌ است‌. هر متنی‌ که‌ به‌ نام‌ داریوش‌ اوّل‌ نوشته‌ شده‌ دارای‌ مقدّمه‌، بخش‌ اصلی‌ و بخش پایانی‌ است‌ و سنگْ نوشته‌‌های‌ جانشینان‌ او، جدا از کتیبۀ‌ دَیوَه‌ی‌ خشیارشا (که‌ اندک‌ تقلیدی‌ از عبارت‌ بندی‌‌های‌ نوشته‌‌های‌ داریوش‌ در آن‌‌ها دیده‌ نمی‌شود که حکایت‌ از تسلّط‌ کافی‌ نویسنده‌ بر نوشتن‌ دارد و تکرار عبارت‌‌های‌ پیشین‌ داریوش‌ است‌. طرح‌ اصلی‌ کتیبه‌‌ها به‌ طور کلّی‌ و با اندکی‌ تفاوت‌ (بسته‌ به‌ مراد نویسنده‌) به‌ صورت‌ زیر است‌: ستایش‌ اَهورَمزدا؛ معرّفی‌ شاه‌؛ نام‌ سرزمین‌‌های‌ خراجگزار‌ یا‌ یاد کردن‌ ساختن‌ بنا؛ ذکر فرو نشاندن‌ شورش‌‌ها؛ دعا‌یا اندرز به‌ شا‌هان‌ آینده‌، همراه‌ با شکرگزاری‌ از اهورَمزدا. کوشش‌ داریوش‌ برای‌ تبدیل‌ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ به‌ زبانی‌ ادبی‌ هرگز به‌ نتیجه‌ نرسید. او در سنگ‌نوشته‌‌ها، با لحنی‌ به‌ دور از مبالغه‌، با دقّت‌ بیان‌، سادگی‌ واژه‌‌ها و کوتاهی‌ جمله‌‌ها، ‌یکنواختی‌ زبان‌ آن‌‌ها را جبران‌ می‌کند. این‌ نوشته‌‌ها به طور طبیعی خالی‌ از تخیل های ادبی‌ و تصویرهای خیالی‌ است‌ و با وجود ارزش‌ آن‌‌ها از نظر تاریخی‌ و زبان‌شناختی‌، به دور از اهمّیت‌ ادبی‌ است‌ (گرشویچ‌، همان‌، بند ١۵-۵ ؛ تفضّلی‌، ص‌ ٢٣ـ٣١؛ زرشناس‌، زبان‌ و ادبیات‌ ایران‌ باستان‌ ، ص‌ ١۵ـ٢١). بنابر گزارش‌ نویسندگان‌‌ یونانی‌، ادبیاتِ حماسی زبان‌ فارسی‌ باستان‌ نیز به طور احتمال به‌ صورت‌ شفاهی‌ وجود داشته‌ است‌ (همان، میراث‌ ادبی‌ شفاهی‌ در ایران‌ باستان‌ ، ص‌ ٢۵ـ٣٦). افسانۀ‌ زوپیر ،‌یا برخی‌ روایت‌‌های‌ مربوط‌ به‌ کورش‌ و داستان‌‌های‌ مربوط‌ به‌ بردیای‌ دروغین‌، از آن‌ جمله‌ است‌ (کریستنسن‌، کارنامۀ شا‌هان‌ ، ص‌ ٨٢ ، ٨٧ـ٨٨)

2-1-4.   زبان اوستایی: این زبان، مربوط به یکی از نواحی شرق ایران بوده، تنها اثر به جا مانده از این زبان، کتاب اوستا است و کهن ترین نوشته­ای که از این زبان باقی مانده گاتاهای(گات های) زرتشت است (ابوالقاسمی،تاریخ زبان فارسی)

2-1-4-1ادبیات‌ اوستایی

زبان‌ اوستایی‌ که‌ در ایرانویج‌، سرزمینی‌ از نواحی‌ شرق‌ ایران‌-شاید خوارزم‌،‌ یا مرو و‌ یا بلخ‌-با آن‌ سخن‌ می‌گفته‌اند ؛ زبانی‌ است‌ که‌ کتاب‌ دینی‌ زرتشتیان‌، اوستا، با آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌. از این‌ زبان‌ جز کتاب‌ اوستا و اثرهای وابسته‌ به‌ آن‌ اثر دیگری‌ باقی نمانده است‌. قدیم‌ترین‌ اثرهای این‌ زبان‌ به‌ سده‌‌های‌ دهم‌.- هشتم‌ ق‌.م‌ تعلّق‌ دارد، امّا به‌ سبب‌ اهمّیت‌ سنّت‌ شفاهی‌، کتاب‌ اوستا تا سده‌ی‌ چهارم‌ میلادی، نوشته‌ و گردآوری‌ نشده‌ بود. در این‌ تاریخ‌، هم زمان با‌ پادشاهی‌ شاپور ساسانی‌ (کلنز، همان‌جا)، و پس‌ از رسمیت‌‌یافتن‌ دین‌ زرتشتی‌، این‌ مجموعه‌ با خطّی‌ ویژه‌ به‌ نام‌ «دین‌دبیری‌» (خطّ دینی‌)، که‌ به‌ همین‌ منظور از روی‌ خطّ فارسی‌ میانۀ کتابی‌ و خطّ پهلوی‌ زبوری‌ ابداع‌ شده‌ بود، با تلفّظ‌ موبدان‌ در دوره های پایانی حکومت ساسانی‌ به‌ نگارش‌ درآمد (نک‌: اوستایی‌، خطّ و زبان‌ * ). اوستایی‌ که‌ امروز در دست‌ است‌ و به‌ صورت‌ دست‌ نوشته‌ از ١٢٧٨م‌ به‌ بعد نسخه‌برداری شده‌ است‌ (گرشویچ‌، همان‌، بند. ١٧ ) نزدیک به‌یک‌ سوم‌‌ یا‌ یک‌ چهارم‌ اوستای‌ دورۀ ساسانی‌ است‌. اوستای‌ نوشتۀ روزگار ساسانیان‌، بنابر کتاب‌ دینکرد (کتاب‌ ٨ ، فصل‌ ١ ، بند ١٧-٧ ) در ٢١ نَسْک‌ (باب‌) گردآوری‌ شده‌ بود. این‌ کتاب‌ تألیف‌ بزرگی‌ بودکه دربر دارندۀ مطلب هایی‌ دربارۀ پیدایش‌ جهان‌ و رستاخیز، نجوم‌ و پزشکی‌، زندگی‌ زرتشت‌ و تاریخ‌ انسان‌، حماسه‌‌ها و اسطوره‌‌های‌ کهن‌ و مجموعه ‌هایی‌ از دانستنی‌‌های‌ گوناگون‌. همۀ‌ اوستا از نظر زبان‌‌ یک دست‌ نیست‌. این‌ تفاوت‌ را می‌توان‌ ناشی‌ از اختلاف‌ گویشی‌‌ یا قدمت‌ برخی‌ از بخش‌‌های‌ آن‌ دانست‌. متن‌های‌ اوستایی‌ را براساس‌ قدمت‌ زبانی‌ و ویژگی‌های‌ دستوری‌ و زبان‌شناختی‌ و نیز از دیدگاه‌ آموزه‌‌های‌ بنیادی‌ و محتوای‌ مذهبی‌ می‌توان‌ به‌ دو دستۀ؛ اوستای‌ گا‌هانی‌ و اوستای‌ متأخّر بخش‌ کرد: ١. اوستای‌ گا‌هانی‌؛ متن‌های‌ گا‌هانی‌، که‌ در حدود ‌یک‌ ششم‌ از اوستای‌ موجود را در بر می‌گیرد، تنها منبع معتبر دربارۀ‌ زندگی‌ زردشت‌ است‌ و در مجموع‌ آموزۀ‌ خالص‌ بنیان گذار آن‌ را نشا می دهد. اوستای‌ گا‌هانی‌ دارای‌ این‌ بخش‌ها است‌:

الف‌. گا‌هان:‌ ( گات‌ها‌ یا گاثا‌ها ) قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستا ظاهراً سرودۀ خود زرتشت‌ شامل‌ هفده‌ سرود است‌ که‌ در اوستای‌ کنونی‌ بخشی‌ از یسنا  است‌. شعر‌های گا‌هان،‌ هجایی‌ است‌ و از نظر ساختمانی‌ با شعر‌های ودایی‌ شبیه است. متأسّفانه‌ ناآشنایی‌ کامل‌ با اندیشه‌‌های‌ زرتشت‌ (مانند رابطۀ‌ خاصّ انسان‌ و دانای‌ همه‌ چیز)، مشکلات‌ دستوری‌ (صرفی‌ و نحوی‌)، ابهام های‌ واژگانی‌ و پیچیدگی‌ زبان‌ شعر، موجب‌ شده‌ است‌ که‌ اوستا شناسان‌ در فهم‌ و ترجمۀ‌ گا‌هان‌ با دشواری‌ روبه‌رو‌ شوند. ترجمۀ گا‌هان‌ به‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی‌) نیز کمک‌ چندانی‌ به‌ فهم‌ بهتر آن‌ نمی‌کند. به‌ نظر گرشویچ‌ (همان‌، بند. ٢٣ )، با وجود این‌ دشواری‌های‌ زبانی‌،اندیشه های ارزش مند زرتشت‌ از میان‌ این‌ شعر‌های غِنایی(عاشقانه و رمانتیک)‌ دینی‌-که‌ برای‌ بیان‌ اندیشه‌‌های‌ روشن‌ و انسانی‌ و تحوّلی‌ در اندیشه‌، در قالبی‌ زیبا و لطیف‌ سروده‌ شده- پیدا است‌. گا‌هان‌ را به‌ پنج‌ «گاه‌» (بخش‌) تقسیم‌ کرد‌ه‌اند و هر «گاه‌» دارای‌ فصل‌هایی‌ به‌ نام‌ « ‌هات » است‌.

ب‌. «یسن‌های‌ هفت ‌‌هات»: این‌ بخش‌، که‌ به‌ نثر است‌ و پس‌ از گا‌هان، قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستا است، «یسْن‌های‌ هَپْتَنگ‌هایتی‌ »یا «یسْن‌های‌ هفت‌ فصل‌» نیز نامیده‌ می‌شود و مشتمل‌ بریسْنْ‌های‌ ٣۵ تا ٤١ است‌. (ج‌. دعا‌های‌‌یسن‌ ٢٧) . در این‌ بخش‌ از اوستای‌ گا‌هانی‌ متن‌ دعا‌های‌ معروف‌ زرتشتی‌ مانند اَهُونَوَر ، اَشِمْ وُهُو وینْگهِه‌‌‌هاتام‌ آمده‌ است‌. ٢. اوستای‌ متأخّر: این‌ بخش‌ از اوستا به طور تقریبی، پنج‌ ششم‌ کتاب‌ مقدّس‌ زرتشتیان‌ را در بر می‌گیرد و اوستای‌ جوان‌ نیز نامیده‌ می‌شود. در این‌ بخش‌، گرچه‌ دشواری‌های‌ زبانی‌ کم‌تری‌ وجود دارد، ولی‌ با اشکال های بسیاری‌ در فهم‌ متن‌ روبه‌رو می‌شویم‌ که‌ نتیجۀ‌ آمیختگی‌ اعتقادات پیش‌ از زرتشت‌ با گفته‌‌های‌ او و جذب‌ عقایدی‌ از آیین‌های‌ گوناگون‌ در دین‌ زردشتی‌-به‌ سبب‌ گسترش‌ آن‌ در نواحی‌ گوناگون ایران‌- است‌. اوستای‌ متأخّر بازنمای‌ دین‌ زرتشتی‌ متأخّر و به‌ طور کلّی‌ نمایندۀ‌ فکر و اندیشۀ مذهبی‌ ایران‌ پیش‌ از اسلام‌ است‌. دربارۀ‌ تاریخ‌ تألیف‌ و گردآوری‌ آن‌ نمی‌توان‌ به‌‌یقین‌ سخن‌ گفت‌. امّا احتمال‌ دارد که ‌‌یشْت‌های‌ کهن‌،‌ یعنی‌ قدیم‌ترین‌ بخش‌ اوستای‌ متأخّر، به‌ سدۀ‌ هشتم‌‌ یا نهم‌ (ق‌.م)‌ تعلق داشته باشد (بویس‌، تاریخ‌ آیین‌ زردشتی‌ ، ج‌. 1 ، ص‌ ١٩ ) اوستای‌ متأخّر دارای بخش‌های‌ زیر است که‌ از آن‌ میان‌ فقط‌ ارزش‌ ادبی‌‌ یشت‌ها را با گا‌هان‌ می‌توان‌ سنجید و دیگر بخش‌های‌ آن‌ ارزش‌ ادبی‌ چندانی‌ ندارد:

الف‌. ‌یسْنا: ‌یَسن‌ به‌ معنی‌ «ستایش‌ و نیایش‌»،در بردارندۀ دعا‌ها و سرود‌های‌ دینی‌ و ذکر ایزدانی‌ است که‌ برای‌ شرکت‌ در مراسم ‌‌یسْنَه‌‌یا‌یسنا خوانده‌ می‌شوند و نثار‌هایی‌ که‌ به‌ آنان‌ تقدیم‌ می‌شود. این‌ بخش‌ از ٧٢ «‌ها/هات» (فصل‌) تشکیل‌ شده‌ و هر «‌ها/هات» دارای‌ بند‌هایی‌ با اندازه‌‌های‌ متفاوت‌ است‌. گا‌هان‌ و «یسن‌های‌ هفت‌‌ها» در میان ‌‌یسن‌ها جای‌ دارند؛ از این‌رو، این‌ بخش‌ ٤٨ «‌ها/ هات» را دربر می‌گیرد.

ب‌. ویسْپْرَد: به‌ معنی‌ «همۀ‌ سروران‌)»، دارای‌ ٢٤ «کرده‌» (فصل‌) است و مطلب های‌ آن‌ اغلب‌ برگرفته‌ از ‌یسْن‌ها وکامل کنندۀ آن‌‌ها است‌. که‌ به‌ ویژه‌ در عیدهای مذهبی‌ مانند گاهنبار‌ها (جشن‌های‌ فصلی‌) خوانده‌ می‌شود.

ج‌. خُرده‌ اوستا: این‌ مجموعه‌، که‌ اوستای‌ کوچک‌ نیز نامیده‌ می‌شود، دربر دارندۀ دعا‌ها و نیایش‌های‌ کوتاه‌ ویژۀ دینور زردشتی‌ در برابر دعای‌ خاصّ روحانیان‌ است‌. آذربادمَهْرَسْپندان‌، موبد موبدان(رهبر روحانی ها)‌ زمان‌ شاپور دوم‌ ساسانی‌، این‌ مجموعه‌ را گردآوری‌ کرد و مهم‌ترین‌ بخش‌های‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از: نیایش‌، سی‌ روزه‌ و آفرینگان ‌‌یا دعا‌هایی‌ که‌ همراه‌ با اهدای‌ نذرها‌ خوانده‌ می‌شود (تفضّلی‌، ص‌ ٤٣).

د. وندیداد:  صورت‌ قدیم‌تر واژۀ‌ ویدیوداد به‌ معنی‌ «قانون‌ جدایی‌ و دوری‌ از دیوان‌» است‌. این‌ کتاب‌ در ٢٢ فَرگَرْد (بخش‌) گردآوری‌ شده‌، در حقیقت‌ رسالۀ‌ عملی « ها » است و‌ به‌ صورت‌ پرسش‌ و پاسخ‌ (پاسخ اهورَمزدا به‌ پرسش‌های‌ زرتشت‌). وندیداد نوزدهمین‌ نَسْک‌ از اوستای‌ دورۀ‌ ساسانی‌ و‌ یگانه‌ نسکی‌ است‌ که‌ از آن‌ دوران‌ به‌ صورت‌ کامل‌ به‌ دست‌ ما رسیده‌ است‌. پرسش‌های‌ وندیداد در باب‌ قانون های‌ تطهیر(پاکی) و کفّارۀ‌ گنا‌هان‌ است‌. چند داستان‌ اسطور‌ه‌ای‌ مانند داستان‌ جم‌ (فرگرد ٢) و بخش‌ جغرافیایی‌ مشروحی‌ دربارۀ‌ سرزمین‌های‌ گوناگون‌ (فرگرد ١) از دیگر بخش‌های‌ وندیداد است‌. گرشویچ‌ این‌ بخشِ اوستا را مهم‌ترین‌ بخش‌ آن‌ و مرجعی‌ آگاهی‌ دهنده‌ دربارۀ‌ واقعیت‌های‌ زندگی‌ باستانی‌ شرق ‌ایران‌ می‌داند (همان‌، بند. ٢٧-٢٦ ).

ه.‌یشْت‌ها: .‌یشت‌ به‌ معنی‌ «ستایش‌ و نیایش‌» و از نظر واژگانی، هم‌ریشه‌ با واژۀ‌ کهن ‌‌یسْن‌ و واژه‌‌های‌ «جشن‌» و «ایزد» در زبان‌ فارسی‌ است‌. این‌ بخش‌ دارای‌ ٢١‌ یشت‌ است‌ و هر‌ یشت‌ به‌ چند کرده‌ (بخش‌) تقسیم‌ می‌شود. تفاوت‌‌ یشْت‌ها با‌ یسنا در محتوای‌ آن‌‌هاست‌.‌ یسْنْ؛ نیایش‌هایی‌ عامّ برای‌ آیین‌های‌ گوناگون‌ ستایش‌ و ‌یشت؛‌ سرود‌هایی‌ در ستایش‌ ایزدان‌ است‌.‌ یشت‌ها از نظر کمّیت‌ و قدمت ‌‌یکسان‌ نیستند (کریستنسن‌، مزداپرستی‌ در ایران‌ قدیم‌ ، ص‌ ۵۵ به‌ بعد). هر ‌یشت‌ بزرگ‌ (از جمله ‌‌یشت‌ ۵، ٨، ١٠ ، ١٣، ١٧، ١٩) که‌ دارای‌ بخش‌های‌ کهن‌ است‌ به طور معمول دارای‌ وصف‌، ستایش و به ‌‌یاری‌ خواندن‌ ایزدی‌ است‌ که‌ آن ‌‌یشت‌، ویژۀ او است و در جای‌جای‌ آن‌ اسطوره‌ها و حادثه های‌ تاریخی‌ به‌ صورت‌ اشاره ای، از آن‌  یاد می‌شود. می‌توان‌ گفت‌ که‌ بخشی‌ از تمامی‌‌یشت‌ها دارای آهنگ و وزن‌ است‌. برخی‌ ایران‌شناسان‌ وزن‌ آن‌ را هجایی(بخش بخش)‌ -بر اساس‌ شمار هجا‌ها در هر مصراع‌- و گروهی‌ دیگر ضربی‌ (بر اساس‌ تکیه ها ‌) می‌دانند (لازار، «وزن‌ اوستای‌ متأخّر»، ص‌. ٢٨٤ ؛ همان «تصنیف‌ و وزن‌ در ‌یشت‌های‌ اوستا »، ص‌. ٢٢٨-٢١٧ ).

برتری ‌‌یشت‌ها بر دیگر بخش‌های‌ اوستا به‌ سبب‌ پویایی‌ و شاعرانگی آن‌ است‌ که‌ با ویژگی‌ آیینی‌ و دینی‌ دیگر بخش‌های‌ اوستا هم خوانی‌ ندارد. ایزدان‌ در ‌یشت‌ها از مهارت‌ها و ویژگی‌های‌ حماسی‌ و جذّابی‌ برخوردارند و با زبانی‌ شاعرانه‌ ستایش‌ شد‌ه‌اند. مثلاً مهریشت‌، در ٣۵ کرده‌، اثری‌ برجسته‌ و بدیع‌ از نظر توانایی‌ توصیف‌ و تشبیه های‌ شاعرانه‌ و تصویرهای خیالی‌ در ادبیات‌ متقدّم‌ هند و اروپایی‌ است‌. قرینه‌ سازی‌ در بازگویۀ روایت‌های‌ اساطیری‌ و حماسی‌ مانند نبرد تیشتر با دیو «اپوش‌» در تیشتر‌ یشت‌ و کاربرد دو مجموعۀ‌ متفاوتِ اسم ها و فعل ها‌ برای‌ موجودات‌ اورمزدی‌ و اهریمنی‌ از دیگر ویژگی‌های ‌‌یشت‌ها است‌ (گرشویچ‌، همان‌، بند. ٢٢-٢١ ). علاوه‌ بر متن‌های‌ نسبتاً شرح داده شده ای‌ که‌ نام‌ برده‌ شد، متن‌های‌ کوتاه‌تری‌ نیز در شمار متن‌های‌ اوستای‌ متأخّر جای‌ دارند که‌ عبارت است از؛ از هیربدستان‌ و نیرنگستان‌ ؛ هادُخت‌ نَسْک‌ ، اَوْگمَدَیچا ؛ وَیثا نَسْک‌؛ آفرین‌ پیغامبر زردشت‌؛ وِشْتاسْپ‌ (شداسب‌) ‌یشت‌ و شماری‌ واژه‌ و جملۀ‌ اوستایی‌ موجود در فرهنگ‌ اویم‌  ، شایست‌ نشایست‌ ، پرسش‌ها  و ... آخرین‌ بخش‌ اوستای‌ متأخّر را تشکیل‌ می‌دهد (برای‌ آگاهی‌ از زبان‌ و ادبیات‌ اوستایی‌، نک‌: گرشویچ‌، همان‌، بند ٤٣-١٦ ؛ تفضّلی‌، ص ‌٣٣ـ٧٢؛ زرشناس‌، زبان‌ و ادبیات‌ ایران‌ باستان‌ ، ص ‌٢١ـ٣١). در میان‌ متن‌های‌ موجود اوستایی‌، گا‌هان‌ و یشت‌ها ارزش‌ ادبی‌ ویژه‌ای‌ دارند. این‌ دو بخش‌ اوستا که‌ دارای وزن و آهنگ هستند، از نمونه‌‌های‌ والای‌ ادبیات‌ متقدّم‌ هند و اروپایی‌ و دارای‌ ارزش‌ ادبی‌ درخور توجّهی هستند.

 3زبان های ایرانی در دورۀ میانه :

  در دورۀ میانی زبان های ایرانی به سبب شباهت هایی که از نظر دستوری دارند به دو گروه تقسیم شده اند 1- گروه ایرانی میانۀ شرقی و 2- گروه ایرانی میانۀ غربی

  3-1.  گروه ایرانی میانۀ شرقی :

 این گروه شامل زبان های بَلخی ، سَکایی ، سُغدی و خوارزمی  است.

  3-1-1زبان بلخی: زبان قدیم بلخ (شهری بزرگ در خراسان قدیم) است و تا سال 1957 اثری از آن در دست نبود تا آن که باستان شناسان فرانسوی توانستند کتیبه ای در سرخ کُتَل (میان بلخ و بدخشان) به دست آورند پس از آن در کتیبه های دیگری نیز از این زبان به دست آمد ولی دردورۀ باستان و جدید اثری به دست نیامده است.

 3-1-2زبان سکایی : از زبان سکایی در دورۀ میانه نیز اثرهای زیادی به دست آمده است به این زبان مهم آریایی تا سدۀ یازدهم میلادی در کاشغَر و حوالی آن سخن گفته می شد  و پس از آن با هجوم ترک ها جای خود را به ترکی داد. گویش های پامیری بازمانده های زبان سکایی هستند (ابوالقاسمی،تاریخ زبان فارسی). از زبان‌ سکا‌ها، که‌ طایفه‌‌هایی‌ ایرانی‌ بودند و در دو سوی‌ دریای‌ خزر، دشت‌‌های‌ جنوب‌ روسیه‌ و ماورالنّهر می‌زیستند، اثر نوشت‌هایی‌ برجای‌ نمانده‌ است‌ (همان‌، بند ٣ ). هرودت‌ از افسانه‌‌هایی‌ مربوط‌ به‌ اصل‌ و منشأ سکا‌ها و نیز از داستان‌‌هایی‌ به‌ زبان‌ سکایی‌ درباره‌ی‌ اَریمَسْپی‌‌ یک‌ چشم‌ و گریفین‌‌‌های‌ محافظ‌ طلا نام‌ می‌برد (هرودوت‌، ج‌ ٢ )

 3-1-3زبان سغدی : زبان سرزمین سغد و شهر مهم آن بخارا بود از این زبان در دورۀ باستان اثری در دست نیست اما اثرهای زیادی از آن در دورۀ میانه به دست آمده است. زبان سغدی در سدۀ چهارم جای خود را به فارسی داد امروزه زبان یغنابی که در درۀ یغناب رواج دارد بازماندۀ این زبان است.

 3-1-4.  زبان خوارزمی: زبان قدیم خوارزم بوده است که تا زمان مغول در خوارزم رواج داشت و پس از آن جای خود را به زبان اُزبکی داد. (خوارزم به احتمال بسیار زیاد خواستگاه نخستین آریایی ها بوده است)

  3-2گروه ایرانی میانۀ غربی :

 این گروه زبان فارسی میانه و زبان پهلوی اشکانی را در برمی گیرد.

 3-2-1زبان پهلوی اشکانی : از این زبان در دورۀ باستان اثری باقی نمانده اما از دورۀ میانه اثرهای مهمی به جا مانده است که مهم ترین آن ها کتیبۀ اردوان پنجم در شهر شوش ، کتیبه های پادشاهان نخستین ساسانی و دو کتاب یادگار زریران و درخت آسوریک است

3-2-2زبان پارسی میانه : این زبان دنبالۀ پارسی باستان است و در دورۀ ساسانی زبان رسمی ایران بوده است به این زبان، پهلوی ساسانی هم گفته می شود از این زبان در دورۀ میانه چهار نوع اثر به چهار الفبای مختلف به جا مانده است کتیبه های شاهان و مردان مهم دوره ساسانی ، زبور پهلوی ، آثار زرتشتیان وآثار مانویان .

4ادبیات میانۀ غربی

الف‌. ادبیات‌ پارتی‌ (پهلوی‌ اشکانی‌). پارتی‌، زبان‌ رسمی‌ ایران‌ در دورۀ‌ فرمان‌روایی‌ سلسلۀ‌ اشکانی‌ (میانۀ‌ سدۀ سوم‌ ق‌.م‌. ربع‌ اوّل‌ سده‌ی‌ سوم‌ ‌)،‌ یکی‌ از زبان‌‌های‌ ایرانی‌ میانه‌ است‌. از صورت‌ باستانی‌ این‌ زبان‌ اثری‌ به‌ دست‌ نمانده ‌ است‌، امّا از دورۀ میانۀ‌ آن‌ نوشته‌‌هایی‌ بر روی‌ سنگ‌، چرم‌، سفال‌، فلز، سکّه‌، مُهر و جز آن‌‌ها به‌ خطّ کتیبه‌های‌ پارتی‌ و نوشته‌‌هایی‌ از مانویان‌ به‌ خطّ مانوی‌ (نک‌: ادبیات‌ مانوی‌، همین‌ مقاله‌) در دست‌ است‌. سنگ‌نوشته‌‌های‌ دو‌ یا سه‌ زبانۀ‌ شا‌هان‌ ساسانی‌، بُنچاق‌ اورامان‌ و اثرهای دورا اوروپوس‌ مهم‌ترین‌ اثرهای برجای‌ مانده‌ از این‌ زبان‌اند (تفضّلی‌، ص‌.٧٦ـ٧٩). در میان‌ اثرهای برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی‌) دو رساله‌ به‌ نام های‌ درخت‌ آسوریگ‌ و ‌یادگار زریران‌ وجود دارد که‌ با توجّه‌ به‌ شواهد زبان‌شناختی‌ می‌توان‌ آن‌‌ها را متن‌هایی‌ دست‌کاری‌ شده‌ از زبان‌ پارتی‌ به‌ خطّ فارسی‌ میانه‌ دانست‌. اثرهای کتیبه‌های‌ این‌ زبان‌ از نظر تاریخی‌، زبان‌شناختی‌ اجتماعی‌ و گاه‌ دینی‌ دارای اهمّیت‌ بسیار اند. امّا از نظر ادبی‌ ارزش‌ و اهمّیت‌ چندانی‌ ندارند.

از ادب‌ پارتی‌ در دورۀ پارتیان‌ متنی‌ به‌ شکل‌ اصلی‌ به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است‌، تنها از روی‌ شواهد می‌توان‌ گفت‌ که‌ در دورۀ‌ اشکانیان‌ آثار ادبی‌ غیردینی‌ خواه‌ به‌ شعر و ‌یا به‌ نثر موجود بوده‌ است‌. این‌ آثار به‌ صورت‌ سنّت شفاهی‌ تا پس‌ از آشکار شدن اسلام‌ نیز ادامه‌ داشته، پیشینۀ‌ ادبیات‌ درخشان‌ نوشته شده در‌ صدر اسلام‌ است‌، گویا ادبیات‌ غیردینی‌ پارتی‌ بیشتر منظوم(شعر)‌ بوده، قصّه‌گویان‌ و نقّالان‌ حرفه‌ای‌، با همراهی‌ ساز، آن‌‌ها را روایت‌ کرد‌ه‌اند: گروهی‌ از این‌ خنیاگران(نوازندگان)‌‌گوسان (بویس‌، «گوسان‌ پارتی‌ و سنّت‌ خنیاگری‌ ایرانی‌»، ص‌. ٤۵-١0  ) نام‌ داشتند. گوسان‌‌ها شاعران‌ و موسیقی‌دانانی‌ دوره‌‌گرد و در حقیقت‌ حافظ‌ داستان‌‌های‌ ملّی‌ ایران‌ بودند و آن‌‌ها را، به‌ ویژه‌ به‌ زبان‌ شعر، نقل‌ می‌کردند (همان، «نوشته‌‌ها و ادبیات‌ پارتی‌»، ص‌. ١١۵۵ ). از این‌ داستان‌‌ها، بعد‌ها در گردآوری‌ خدای‌نامۀ پهلوی‌ استفاده‌ شده‌ است‌. ویس‌ و رامین‌ فخر الدین اسعد گرگانی ‌یکی‌ از منظومه‌‌های‌ عاشقانۀ‌ فارسی‌ است‌ که‌ اصل‌ پارتی‌ داشته‌ است‌. داستان‌ بیژن‌ و منیژه‌  در شاهنامه‌ نیز شاید دارای‌ اصل‌ پارتی‌ باشد (خالقی‌ مطلق‌، ص‌ ٢٧٤ به‌ بعد).

ب‌. ادبیات‌ فارسی‌ میانه‌ (پهلوی‌). فارسی‌ میانه‌ زبان‌ رسمی‌ ایران‌ در دوران‌ ساسانیان‌ و دنبالۀ زبان‌ فارسی‌ باستان‌ بوده‌ است‌. خط‌هایی‌ که‌ در نگارش نوشته‌‌های‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ کار رفته‌ است‌ گرفته شده  از خطّ آرامی‌ و عبارت‌ است‌ از: خطّ فارسی‌ میانۀ کتیبه‌ای‌؛ خطّ فارسی‌ میانۀکتابی‌؛ خطّ فارسی‌ میانۀ‌ مسیحی‌ (زبوری‌) و خطّ مانوی‌ (نک‌: پهلوی‌، خط‌ و زبان‌  ).

آثار ادبی‌ برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ دو گروه‌ دینی‌ و غیردینی‌ تقسیم‌ می‌شود. آثار دینی‌ بیشتر در سده‌‌های(سال های)‌ سوم‌ و چهارم‌ قمری‌، ‌یعنی‌ زمانی‌ که‌ دیگر دین‌ زرتشتی‌ دین‌ رسمی‌ ایران‌ نبود،ردآوری نهایی شد و در طی زمان‌ به‌ خاطر تعصّبات‌ دینی‌، جنگ‌ها و ستیز‌ها و به‌ ویژه‌ حملۀ‌ مغول‌ نابود شد. امّا آثار غیردینی‌ و ادبی محض‌ ‌ (به‌ شعر‌ یا نثر) به‌ سبب‌ اهمّیت‌ سنّت‌ شفاهی‌ در ایران‌ پیش‌ از اسلام‌، به‌ صورت‌ نوشتاری‌ درنیامد و سینه‌ به‌ سینه‌ حتی‌ به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ منتقل‌ شد و پس‌ از آن‌ رفته‌رفته‌ فراموش شد. صورت‌ نوشتۀ آن‌‌ها نیز با تغییر خطّ پهلوی‌ به‌ عربی‌ ودگرگونی زبان‌ پهلوی‌ به‌ فارسی‌ و ‌یا به‌ دلیل های سیاسی‌ و مذهبی‌ از میان‌ رفت‌. البته‌ ترجمۀ‌ عربی‌ و فارسی‌ برخی‌ از آن‌‌ها مانند «کلیله‌ و دمنه»‌  در دست‌ است‌. شعر پهلوی‌ نیز با دگرگونی‌ زبان‌ و تغییر وزن‌ هجایی‌ به‌ عروضی( عروض علمی که به ‌وسیلۀ آن به وزن های شعر و تغییرهای آن پی می‌برند.)‌ و از رونق‌ افتادنِ موسیقی‌ (چون‌ این‌ شعر‌ها غالباً همراه‌ با موسیقی‌ خوانده‌ می‌شد)، به‌ وضعی‌ مشابه‌ دچار شد (نک‌: پهلوی‌، زبان‌). آثار برجای‌ مانده‌ از زبان‌ فارسی‌ میانه‌ عبارت‌ است‌ از:

١آثار کتیبه‌ای‌

٢آثار کتابی‌

٣زبور پهلوی‌

٤برخی‌ جمله‌‌ها و لغات‌ پراکنده‌ که‌ در کتاب‌های‌ عربی‌ و فارسی‌ (به‌ خطّ عربی‌ـ فارسی‌) آمده‌ است‌؛

۵آثار مانویان‌

آثار کتیبه‌های‌ فارسی‌ میانه‌ نوشته‌ شده در دوران‌ ساسانیان‌ تنها از نظر‌ زبان‌شناختی‌ و تاریخی‌ -تنها منبع‌ ایرانی تاریخ‌ ساسانی‌-، اجتماعی‌ و حتی‌ دینی‌ اهمّیت‌ دارند. این‌ کتیبه‌‌ها، که‌ متن‌ آن‌‌ها به‌ دست‌ دبیران‌ اداری‌ نوشته‌ شده‌، پر است از بازی با لفظ ها و واژه ها‌ ‌. در میان‌ آن‌‌ها شاید بتوان‌ کتیبۀ شاپور ‌یکم‌ در کعبۀ‌ زرتشت‌ را استثنا کرد، زیرا بسیار اندیشیده‌ و سنجیده‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و علاوه‌ بر آگاهی‌های‌ تاریخی‌، جغرافیایی‌ و اجتماعی‌ ؛ آگاهی‌های‌ ارزش مندی‌ در زمینۀ‌ شناخت‌ زبان‌ فارسی‌ میانه‌ به‌ دست‌ می‌دهد. آثار کتابی‌، که‌ بخش‌ بزرگی‌ از آن‌‌ها در زمرۀ‌ ادبیات‌ دینی‌ زردشتی‌ است‌، دارای‌ ارزش‌ ادبی‌ چندانی‌ نیست‌ و اهمّیت‌ آن‌‌ها بیشتر از نظر‌ زبان‌شناسی‌ و ریشه‌شناسی‌ است‌. بخش‌ برجسته‌ و متمایز ادبیات‌ فارسی‌ میانه‌ را شعر‌های غیردینی‌ تشکیل‌ می‌دهد که‌ اساس‌ آن‌‌ها به‌ گوسان‌‌ها (نک‌: ادبیات‌ پهلوی‌ اشکانی‌، همین‌ مقاله‌) بازمی‌گردد و با نگرش‌ پیوندی‌ ندارد‌. سنّت‌ شفاهی‌ خنیاگری(نوازندگی)‌، که‌ با برافتادن‌ شاهنشاهی‌ ساسانی‌ ضربۀ سختی‌ دیده‌ بود، در زمان‌ حکومت‌های‌ محلّی دودمان‌‌های(طایفه های)‌ ایرانی‌ در جامه‌ای‌ نو ، حیاتِ تاز‌ه‌ای‌ را آغاز کرد. جوهر(ماهیت) شعری‌، تصویرهای خیال‌ و  تصویرسازی‌ شعر ساسانی‌ با رنگی‌ غیر زرتشتی‌ و با وزن‌ و قافیۀ شعر‌های عربی‌ به‌ زندگی خود ادامه‌ داد.

5ادبیات‌ میانۀ شرقی‌

الف‌. ادبیات‌ سُغدی‌

متن‌های‌ سغدی‌ شناخته‌ به‌ سه‌ خطّ سغدی‌، مانوی‌ و سُریانی‌ نوشته‌ شده‌ است‌ و آثار به‌ دست‌ آمده‌ از این‌ زبان‌ را در دورۀ میانه‌ براساس موضوع‌ می‌توان‌ به‌ دو گروه‌ غیردینی‌ و دینی‌ بخش‌ کرد. مهم‌ترین‌ بخش‌ ادبیات‌ زبان‌‌های‌ ایرانی‌ میانۀ‌ شرقی‌ مربوط به‌ دورانی‌ از‌ سدۀ(سال)‌ هشتم‌ تا ‌یازدهم‌.م‌/ دوم‌ تا پنجم‌ ق‌ است‌ و به‌ پیروان‌ دین‌های‌ بودایی‌، مسیحی‌ و مانوی‌ تعلّق‌ دارد (برای‌ آگاهی‌ بیشتر، نک‌: قریب‌، ص‌ نوزده‌. بیست‌ و چهار).

ب‌. ادبیات‌ خوارزمی

خوارزمی‌ زبان قدیم‌ خوارزم‌ (بخشی‌ از ازبکستان‌ و جمهوری‌ ترکمنستان‌ امروزی‌) بوده‌، تا دوران پایانی سده‌ چهاردهم‌.م‌ (٨ ق‌) زبانی‌ زنده‌ بوده‌ است‌. آثار بازماندۀ‌ آن‌ دارای‌ آثار و مدارک‌ خوارزمی‌ میانه‌ (خوارزمی‌ قدیم‌) مربوط به‌ سده‌‌های‌ سوم ‌‌یا دوم‌ ق‌.م‌ تا سدۀ نخست‌ قمری‌ و به‌ خطّ قدیم‌ خوارزمی‌، گرفته شده از خطّ آرامی‌، ‌یعنی‌ خطّ آرامی‌ـ خوارزمی‌ است‌. سکّه‌‌ها و کتیبه‌‌هایی‌ بر چوب‌، چرم‌، ظرف‌های‌ نقره‌ و دیوار است و مهم‌ترین این‌ آثار را پدید می‌آورد (همان‌، ص‌.١٧٣ـ١٧٤).

ج‌. ادبیات‌ سَکایی

آثار برجای‌ مانده‌ از زبان‌ سکا‌ها در دورۀ‌ میانه‌، که‌ از سین‌ کیانگ‌ (ترکستان‌ چین‌) در آغاز سدۀ‌ بیستم‌.م‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، شواهدی‌ از دو گویش‌ متفاوت‌ این‌ زبان‌ را ارائه‌ می‌کند: گویش‌ شمال‌ غربی‌ (معروف‌ به‌ تُمْشُقی‌ ، که‌ گویش‌ کهن‌تری‌ است‌) و گویش‌ شرقی‌ (معروف‌ به‌ خُتَنی). تقریباً تمامی‌ این‌ آثار مربوط‌ به‌ بوداییان‌ است‌ و از سنسکریت‌ ترجمه‌ شده‌ و گونه‌ای‌ ادبیات‌ ترجمه‌ای‌ دینی‌ است‌.

د. ادبیات‌ بَلخی

بلخی‌ زبان‌ مردم‌ سرزمین‌ بلخ‌ باستانی‌ (شمال‌ افغانستان‌ کنونی‌)، ‌یگانه‌ زبان‌ ایرانی‌ میانه‌ است‌ که‌ نظام‌ نوشتاری آن‌ بر الفبای ‌‌یونانی‌ بنا شده‌ است‌.  آثار بازمانده‌ از این‌ زبان‌ که‌ به‌ میانۀ‌ سده‌ی‌ دوم‌ تا میانۀ سده‌ی‌ نهم‌ میلادی‌ مربوط است؛ سکّه‌‌های‌ شا‌هان‌ کوشانی‌، به‌ خطّ تحریری‌‌ یونانی‌ـ بلخی‌، چهل‌ مُهر به‌ همان‌ خط‌، کتیبۀ نوکونزوک، در مدخلِ دژـ معبد بَغْلان‌ در سرخ‌ کُتَل‌ (گرشویچ‌، «ادبیات‌ بلخی‌») و سنگ‌‌نوشته‌ی‌ رَبَتک‌ ، مربوط به‌ کنیشکۀ‌ بزرگ‌ کشف‌شده‌ در استان‌ بَغَلان‌ افغانستان‌ (سیمز ویلیامز، «یادداشت‌های‌ دیگری‌ دربارۀ کتیبۀ‌ بلخی‌ ربتک‌»، ص‌ ٩٧-٧٩ )، از مهم‌ترین‌ آثار زبان‌ بلخی‌اند (نک‌: بلخی‌، زبان‌ و آثار ).

ه. ادبیات‌ مانوی

آثار مانوی‌ قدیم‌ترین‌ آثار ادبی‌ گردآوری شده‌ به‌ زبان‌‌های‌ ایرانی‌ (فارسی‌ میانه‌، پارتی‌، سغدی‌ و بلخی‌)، صرف‌نظر از آثار کتیبه‌‌ای‌اند. این‌ آثار که‌ به‌ خطّ مانوی‌ (اقتباس شده از خطّ تَدمُری‌) نوشته‌ شده‌ و مربوط‌ به‌ دورانی‌ میان‌ سده‌‌های‌ سوم‌ و نهم‌ است‌، به‌ صورت‌ قطعه‌‌های‌ پراکنده‌ و آسیب‌ دیده‌ در اوایل‌ سدۀ‌ بیستم‌ میلادی‌ از ویرانه‌‌های‌ صومعه‌‌های(ستایش گاه . عبادت گاه)‌ مانوی‌ در تورفان‌، واقع‌ در ترکستان‌ چین‌، به‌ دست‌ آمده‌ است‌. محتوای‌ آثار مانوی‌ اساساً دینی‌ و تشکیل‌شده‌ از عناصر سامی‌، و سامی‌ـ‌یونانی‌ است‌ (زرشناس‌، «مانویت‌، آموزۀ دو بُن‌»، ص‌ ٢١٧ـ٢٣٦).

 7ادبیات ایران پس از اسلام

شمارۀ آثاری‌ که‌ از دورۀ‌‌ پیش‌ از اسلام‌ به‌ دو زبان پهلوی و دَری‌ باقی‌مانده بسیار اندک‌ است‌. مهم‌ترین‌ اثر باستانی‌ به‌ زبان‌ دری‌ دارای‌ متن‌های‌ مانوی‌ و ترجمۀ‌ بخش‌های‌ اوستا به‌ دری‌ کهن‌ معروف‌ به‌ پازند است‌ . زبان‌ دری‌ آن‌ عصر نیز در برخی‌ کتیبه‌‌های‌ شا‌هان‌ ساسانی‌ به‌ کار رفته‌ است‌. هر دو زبان‌ دری‌ و پهلوی‌ پیش‌ از ورود اسلام‌ دارای‌ ادبیات‌ ویژه خود بود‌ه‌اند. این‌ ادبیات‌ متاسفانه‌ به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است‌. تاریخ‌ نخستین‌ سلسله‌‌های‌ ایرانی‌ در دورۀ اسلامی‌ از سال‌ ۵٢٠ آغاز می‌شود. سلسله‌‌هایی‌ که‌ در نواحی‌ شرقی‌ پیدا شدند، سیاست‌های‌ ملّی‌ خود را بر پایۀ زبان‌ بنا نهادند. از آن‌جا که‌ زبان‌ این‌ سرزمین ها «دری‌» بود، ادبیاتی‌ که‌ به‌ این‌ زبان‌ ایجاد شد ناگزیر بر ادبیات‌ پهلوی‌ تاثیر گذاشت. در سال‌ ٤٢٩ ترکان‌ سلجوقی‌ برای‌ یورش‌ به‌ ایران‌ از ترکستان‌ سرازیر شدند. آن ها‌ رفته‌رفته‌ بر سراسر مملکت‌ چیره شدند. زیرا‌ ایشان‌ از سمت‌ مشرق‌ می‌آمدند و کارکنان‌ اداری‌ ایشان‌ نیز اهل این منطقه بودند. طبیعی‌ بود که‌ فارسی‌ دری‌ را به‌ عنوان‌ زبان‌ دربار خود انتخاب کنند، زبانی‌ که‌ آن‌ را تا دورترین منطقه های‌ ایران‌ با خود بردند. در نتیجه‌ در ربع‌ اول‌ سده‌ی‌ پنجم‌/یازدهم‌، دری‌ جایگاه‌ زبان‌ ادبی‌ رایج‌ در سراسر کشور را به‌ دست‌ آورده‌ بود. این‌ زبان‌ در منطقه های‌ دیگری‌ نیز که‌ پهلوی‌ تا آن وقت، زبان‌ رایج‌ آن‌‌ها بود برتری ‌‌یافت‌. از این‌ تاریخ‌، دری‌ ادبی،‌ زبان‌‌ ایران‌ شد و پهلوی‌ مانند بسیاری‌ گویش‌های‌ دیگر که‌ در مملکت‌ رایج‌ بود به‌ ‌‌یک‌ گویش‌، تبدیل شد و ارزش آن پایین آمد.

آخرین‌ بقایای‌ پهلوی‌ به‌ صورت‌ کتیبه‌‌ها و سکه های فلزی موجود در طبرستان‌ واقع‌ در شمال‌ ایران‌ به‌ نیمۀ‌ سده(سال)‌ پنجم‌/یازدهم‌ باز می‌گردد. نخستین‌ نمونه‌‌های‌ ادبیات‌ پهلوی‌ که‌ به‌ سده‌های‌(سال های/ قرن های) نخستین‌ هجری‌ تعلق‌ دارد، دارای‌ شماری‌ کتاب‌ با ماهیت‌ مذهبی‌ است‌ که‌ زرتشتیان‌ ایرانی‌ دقیقاً به‌ قصد حفظ‌ پایه های دینی‌ خویش‌ نوشته بودند. این‌ کتاب‌ها را هنگامی‌ که‌ زرتشتیان‌ به‌ شبه‌ قارۀ‌ هند مهاجرت‌ کردند، به‌ آن جا بردند. دانشمندان‌ اروپایی‌ از سدۀ(سال/قرن)‌ گذشته‌ تاکنون‌ متن‌های‌ آنان‌ را چاپ و نشر کرد‌ه‌اند. از این‌ میان‌ در مورد کتاب‌های‌ معینی‌ چنین‌ ادعا می‌شود که‌ آن‌‌ها اصلاً مربوط‌ به‌ عصر ساسانیان‌ در پیش‌ از اسلام‌ بود‌ه‌اند و شواهد فراوانی‌ برای‌ اثبات‌ این‌ ادعا وجود دارد که‌ این‌ کتاب‌ها در دورۀ‌ اسلامی‌ تألیف‌ شد‌ه‌اند. آن‌چه‌ اکنون‌ از آثار ادبی‌ پهلوی‌ شناخته‌ شده، محدود به‌ همین‌ کتاب‌ها و رساله‌‌ها است‌. این‌ مساله نمایانگر آن‌ است‌ که‌ ادبیات‌ پهلوی‌ به‌ هر حال‌ تا دوره های پایانی عصر ساسانی‌ بسیار رونق‌ داشته‌ است‌. در حالی‌ که‌ زبان‌ دری‌ در طی‌ چهارصد سال‌ مقدم‌ بر عصر سلجوقی‌ به‌ عنوان‌ زبان‌ ادبی‌ کشور شناخته‌ می‌شد، پهلوی‌ در شمال‌، جنوب‌ و غرب‌ ایران‌ امروزی‌ رونق‌ داشت‌. از این‌ زبان‌ فقط‌ شکل‌ خاصّی‌ از شعر، معروف‌ به‌ «فهلویات‌» به‌ دست‌ ما رسیده‌ که‌ دو بیتی‌های‌ باباطاهر عریان‌ همدانی‌ روشن ترین‌ نمونۀ‌ آن‌ است‌.

 8آغاز ادبیات‌ جدید فارسی‌

زبان‌ امروز‌ ایران‌ آخرین‌ صورت‌ تکامل‌یافتۀ‌ دری‌ است‌ و به‌ زبان‌ فارسی‌ معروف‌ است‌ و مردم‌ ایران‌ واژۀ «فارسی‌» را همیشه‌ بر هر گونه زبانی‌ که‌ در مملکت‌ رواج‌ داشته‌ اطلاق‌ کرد‌ه‌اند. در گذشته‌، دو زبان‌ مورد بحث‌ که‌ به‌ طور هم‌زمان‌ رونق‌ داشته است به‌ «فارسی‌ دری‌» و «فارسی‌ پهلوی‌» مشهور بود‌ه‌اند. زبان‌ فارسی‌ امروز ‌یعنی‌ دری‌، هم چنان‌ ، در طی دورۀ اسلامی‌ در شرق‌ ایران‌ پرورش یافت‌. مرکزهای مهم‌ این‌ زبان‌ ماوراءالنهر و خراسان‌‌ ،یعنی‌؛ سمرقند، بخارا، بلخ‌، مرو، هرات‌، توس‌ و نیشابور بود. این‌ مکان ها حتی تا سیستان‌ کشیده‌ می‌شد. این‌ امر نشان می دهد که‌ چرا برجسته‌ترین‌ شاعران‌ این‌ زبان‌ تا عصر سلجوقی‌ از همین‌ شهر‌ها‌ برخاسته‌اند. زبان‌ دری‌ رفته‌رفته از خراسان‌ و ماوراءالنهر به‌ دیگر بخش‌های‌ ایران‌ گسترش‌‌ یافت‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ هم زمان با دورۀ‌ غزنوی‌ تا گرگان‌، دامغان‌ و ری‌ گسترش ‌‌یافت‌ و در عصر سلجوقی‌ تا آذربایجان‌، اصفهان‌ و همدان‌ نیز سیر کرد. در ‌ فارس‌ حتی در ایام‌ سعدی‌ و حافظ‌ به‌ مقام‌ زبان‌ رایج‌ نایل‌ نشد. به همین دلیل است که‌ این‌ دو شاعر بزرگ‌ از تسلط‌ بر این‌ زبان‌ و ابراز نبوغ‌ شاعرانۀ‌ خویش‌ با آن لذت‌ می‌بردند و به‌ لهجۀ‌ پهلوی‌ فارس‌ نیز که‌ به‌ زبان‌ شیرازی‌ شهرت‌ دارد شعر می‌سرودند.

  منابع

 ابوالقاسمی، محسن، تاریخ زبان فارسی ، انتشارات سمت، تهران، چاپ پنجم.

بهار، محمد تقی، سبک شناسی، جلد اول، امیر کبیر، تهران، 1369.

خانلری، پرویز ناتل،دستور تاریخی زبان فارسی، انتشارات طوس،تهران، چاپ دوم.

زرشناس،زهره، زبان و ادبیات ایران باستان، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1390.

زرشناس،زهره، ادبیات ایران از آغاز تا امروز، برگرفته از سایت نور، 1390.

 


 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 156
بازدید امروز : 34
بازدید این صفحه : 418479
بازدیدکنندگان آنلاين : 4
زمان بازدید : 1.6562

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت