شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦ فارسي|English|اردو
 
صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
عنوان
ایران
سمعی و بصری خانه فرهنگ ا.ج.ایران راولپندی
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   

ویژگی های شاخص زبان و ادبیات فارسی

ادبیات

«ادب» به معنی فرهنگ، دانش، هنر، حسن معاشرت، حسن محضر، آزرم، حرمت، پاس، تأدیب و تنبیه است. ادب، دانشی است که پیشینیان آن را شامل علوم؛ لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قانون های خط و شیوه های خواندن می دانند. به دانشی که مربوط به ادب است، «ادبیات» گفته می شود. ادبیات جمع «ادبیه» است که امروزه جمع «ادب» نیز محسوب می شود. (فرهنگ معین)

واژۀ «ادبیات» اصطلاحی است که برای علومِ ادبی یا آثارِ ادبی استفاده می شود. شکل های رایج ادبیات دو شکل نثر و نظم (شعر) است. اما انواعِ ادبی به چهار دستۀ حماسی، نمایشی، غِنایی(عاشقانه و رمانتیک)‌  و تعلیمی تقسیم می شود. تفاوت اشکالِ ادبی با انواع ادبی در این است که اشکالِ ادبی، ظاهر قطعۀ ادبی را مشخص می کند اما انواع ادبی، باطن و در واقع، متنِ قطعۀ ادبی را موردِ ارزیابی قرار می دهد.

دکتر عبد الحسین زرین کوب در تعریف ادبیات می گوید: «به طور کلی ادبیات آن گونه سخنانی است که از حد سخنان عادی برتر و والاتر بوده، مردم آن سخنان را در خور ضبط و نقل دانسته اند و از شنیدن آن ها دگرگون گشته اند و احساس غم و شادی یا لذت و الم کرده اند.»

ادبیات کهن

بخش بزرگ ادبیات فارسی که امروزه به عنوان ادبیات کهن شناخته می شود را آثاری تشکیل می دهند که در دوره های مختلف تاریخ ادبیات فارسی و به خصوص در دوران پس از ورود اسلام به ایران نگارش یافته اند. این حوزه از ادبیات فارسی بسیار وسیع است و آثار بسیاری از شاعران و نویسندگان را در بر می گیرد.آثار شاعران نام داری مانند؛ رودکی، دقیقی، کسایی مروزی، رابعه قُزداری، فردوسی، فرخی سیستانی، عنصری، منوچهری دامغانی، ابوسعید ابوالخیر، فخرالدین اسعد گرگانی، باباطاهر، ناصر خسرو ، مسعود سعد سلمان، حکیم عمر خیام، سنایی غزنوی، انوری، ظهیرالدین فاریابی، خاقانی، عطار، مولوی، سعدی، سیف فَرغانی، شیخ محمود شبستری، امیر خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین، عبید زاکانی، سلمان ساوجی، حافظ و ...

در حوزۀ متون نثر نیز آثاری مانند؛ التوسل الی الترسل بهاءالدین محمد بن مؤید بغدادی، سفرنامۀ ناصر خسرو قبادیانی بلخی،کیمیای سعادت امام محمد غزالی، اخلاق محسنی کاشفی سبزواری، اخلاق جلالی، جلال الدین دَوانی، الف لیله و لیله، کلیه و دمنه، مزربان نامه، سیاست نامه، قابوس نامه، تفسیر کشف الاسرار میبدی، انوار سهیلی، سندبادنامه، طوطی نامه، جوامع الحکایات، گلستان سعدی، بهارستان جامی، نگارستان معین الدین جوینی، پریشان قاآنی، داراب نامۀ طرسوسی و رمان و داستان کوتاه معاصر را می توان یاد کرد.

ادبیات معاصر

«معاصر» از ریشة عصر و به معنی عهد، زمان و زمانه است؛ بنابراین «معاصر» هم زمان، هم عصر و هم عهد معنی می‌دهد و به اصطلاح به زمان حاضر یا زمان حال اطلاق می شود. پس منظور از ادبیات معاصر، ادبیات زمان حاضر است. ادبیات معاصر در زمینه های گوناگون، اعم از داستان، رمان، ادبیات تطبیقی و مانند این ها گسترش یافته، در حوزة شعر نیز با آمدن نیما یوشیج دورة جدیدی در ادبیات پیدا شده است. شـعر امـروز به دو بخش تقسیم می شود: شعر سنتی و شعر نو؛ به همین مناسبت، شاعران معاصر را نیز به دو گروه کهنه گرا و نوگرا می توان تقسیم کرد. بعضی از نوگرایان نیز نه تنها با سرودن شعر به سبک پیشینیان در دوره های معاصر مخالفتی ندارند، بلکه خود نیز اشعار زیبایی به آن شیوه سروده، توان مندی، مهارت و علاقۀ خود را به این شیوه نشان داده‌اند. نیما یوشیج، احمد شاملو، نادر نادرپور، امیرهوشنگ ابتهاج «سایه»، نصرت رحمانی، سیاوش کسرایی، فروغ فرخزاد، اخوان ثالث، یدالله رؤیایی، اسماعیل خویی، علی باباچاهی، شمس لنگرودی، محمدعلی سپانلو، منوچهر آتشی، خسرو گلسرخی، سهراب سپهری، مفتون امینی، سیدعلی گرمارودی و تعدادی دیگر از نوگرایان در این گروه جای دارند.

شعر

بحث از چیستی شعر، بحث دشوار و به اعتباری غیر ممکن است. چراکه تاکنون تعریف کاملی از آن صورت نگرفته است. به همین دلیل برخی از صاحب نظران، بسیاری از آثاری را که به گمان سرایندگان آن، شعر محسوب می شده اند، از قلمرو شعر بیرون گذاشته اند و برخی، بر عکس، آثاری را که سرایندگان آن، در قالب نثر ارایه کرده اند، شعر به شمار آورده اند و بعضی هم جدایی مرز شعر و نثر را کار نادرست خوانده اند. استاد محمد رضا شفیعی کدکنی، در تعریف شعر می نویسد: «شعر، حادثه ای است که در زبان روی می دهد و در حقیقت، گویندۀ شعر با شعر خود، عملی در زبان انجام می دهد که خواننده، میان زبان شعری او و زبانی روزمره و عادی تمایزی احساس می کند». در جای دیگر می نویسد: «شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبان آهنگین شکل گرفته باشد.» باید توجه داشت که شعر فارسی کهن در قالب «نظم» سروده می شده است اما هر نظمی شعر دانسته نمی شود.

 قالب های شعرفارسی

منظور از قالب یک شعر، آرایش مصراع ها و شکل قافیه آرایی آن است. شعر به مفهوم عام خود نه در تعریف می گنجد و نه در قالب، ولی شاعران و مخاطبان آن ها، با گذشت زمان به تفاهم هایی رسیده اند و شکل هایی خاص را در مصراع بندی و قافیه آرایی شعر به رسمیت شناخته اند. به این ترتیب در طول تاریخ، چند قالب پدید آمده، شاعران کهن کم تر از محدودۀ این قالب ها خارج شده اند. فقط در قرن اخیر، یک تحوّل جهش وار وجود داشته است که اصول حاکم بر قالب های شعر را تا حدّ زیادی دست خوش تغییر کرده است.

قالب های کهن

در قالب های کهن، شعر از تعدادی مصراع هم وزن تشکیل می شود. موسیقی کناری نیز همواره وجود دارد و تابع نظم خاصی است.هر قالب، فقط به وسیلۀ شکل قافیه آرایی مربوط به خود مشخّص می شود و وزن در این میان نقش چندانی ندارد. از میان شکل های فراوانی که می توان برای قافیه آرایی در نظر گرفت، فقط حدود چهارده شکل مطابق میل شاعران فارسی قرار گرفته است و به این ترتیب، قالب های شعری رایج را پدید آورده؛ قصیده، مثنوی، غزل، قطعه، ترجیع بند، ترکیب بند، مسمط، مستزاد، رباعی، دو بیتی، تصنیف، چهارپاره و...

قالب های نو

در این قالب ها، شاعر دربند نیست مصراع ها را وزنی یکسان ببخشد و در چینش مصراع های هم قافیه، نظامی ثابت را ـ چنان که مثلاً در غزل یا مثنوی بود ـ رعایت کند. طول مصراع، تابع طول جمله شاعر است و قافیه نیز -هرگاه شاعر لازم بداند- ظاهر می شود. در این جا آزادی عمل بیشتر است و البته از موسیقی شعر کهن بی بهره است. این قالب ها را نیما یوشیج در شعر وارد کرد. البته پیش از نیما یوشیج نیز اندک نمونه هایی از این گونه شعر دیده شده است، ولی نه قوّت آن شعرها در حدّی بوده که چندان قابل اعتنا باشد و نه شاعران آن ها با به طور جدی این شیوه را ادامه داده اند.مانند ؛ شعر سپید، شعر آزاد، شعر موج نو و...

نثر

«نثر»، در لغت به معنای «پراکندن» و «افشاندن» است و در اصطلاح ادب ‏به معنی سخنی است که دربند وزن و قافیه نبوده، نویسنده به‏وسیله آن ‏نهفته های ذهنی خود را به خواننده منتقل می کند.معنی لغوی نثر: «پراکنده، سخن پاشیده و غیرمنظوم» است. در اصطلاح ادب، نثر به نوشتار یا گفتاری گفته می شود که در قیاس با شعر از نظم و ترتیبی که لازمۀ کلام منظوم است، یعنی از وزن و قافیه خالی باشد و با بحرهای عروضی هم خوانی نداشته باشد. نثر، چون از قید و بند وزن و قافیه و بحرهای عروضی، هم چنین در اغلب موارد از تخیلات شاعرانه خالی است، وسعت میدان آن برای بیان هر گونه فکری مناسب تر از کلام منظوم است و شاید به همین دلیل باشد که انواع دانش های بشری و اندیشه های فلسفی، دینی، سیاسی، تربیتی و اجتماعی در قالب نثر بیان شده است و نگارش پیدا کرده. از نظرادبی، نثری ارزش مند و مورد توجه سخن شناسان است که نسبت به سخنان یا نوشته های معمولی زیباتر و از نظر لفظ و معنی، رساتر و شیواتر باشد. مانند نثر کتاب هایی همانند گلستان، کلیله و دمنه یا برخی از نوشته های معاصران.

انواع نثر در زبان فارسی

با توجه به شیوۀ کاربرد واژگان و نوع ابزارهای بیانی که نویسندگان در نوشتن مطلب های خود دارند، شاید دقیق تر این باشد که نثر فارسی را به شکل های زیر بخش بندی کنیم:

نثر مرسل ( ساده)

نثر مصنوع

نثر مسجع (موزون)

نثر بین بین

نثر متکلف( فنی)

نثر شکسته( نگارش به شیوۀ زبان محاوره و کوچه بازاری)

 

 

 

·         اخبار بنیاد سعدی

 

 

جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
پايگاه اطلاع رساني ولايت

رياست جمهوري اسلامي ايران

معرفی خانه فرهنگ

سازمان ارتباطات اسلامی

بنیاد سعدی

حج و زیارت

اوقات شرعی

شبکه جام جم

منجی بشریت

نشان اقبال و سعدی

خبرگزاری قرآنی

فارم خطاطی

گسترس زبان فارسی

دستور زبان فارسی

IRIB

کتابخانه

IRNA

ایرانیان خارج از کشور

فیلم سینمائی ایران

اردو خبرين

کانال تلویزیون پاکستان

روزنامه های پاکستان

تبیان سایت موسسه فرهنگی

آشنایی با شهر راولپندی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 208
بازدید امروز : 19
بازدید این صفحه : 439854
بازدیدکنندگان آنلاين : 3
زمان بازدید : 1.7813

صفحه اصلی|ايران|اسلام|زبان و ادبيات فارسی|سوالات متداول|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت